منم کاملا موافقم که الان با این درآمدها نمی شه کاری کرد.3سال و نیمه که دارم کار می کنم و 1 سالش رو به خاطر شرایط کاریم توی شهری دیگه جدا از خانواده ام زندگی کردمو بیشتر خرجم رو خودم می دادم.توی اون مدت واقعا فهمیدم چقدر زندگی سخته.بعضی از نیازها و خواسته های مادی انسان زیاده خواهی نیست بلکه برای وجود نشاط توی زندگی لازمه.اگه از اون خواسته های نه چندان بزرگ بگذری دچار یه زندگی کسالت آور و ربات مانند می شی و اگه بی خیال پول جمع کردن بشی و یه روز چشمات رو باز می کنی و میبینی که هیچ پولی پس انداز نکردی والبته خرج خیلی مهمی هم نداشتی.منظور من از خواسته های مادی اصلا تجمل گرایی نیستش.
وقتی هم که شروع می کنی به پول جمع کردن میبینی که با این پولا که نمی شه کاری کرد....
ولی یه نکته ای وجود داره و اون هم اینه که دیگه الان زمونه فرق کرده و قرار نیست که بار مالی فقط به دوش پسرها باشه.الان دیگه اکثر دخترهام کار می کنن و دختری که کار می کنه اگه به همسرش علاقه داشته باشه می تونه زندگی رو طوری بگذرونه که زیاد احساس کمبودی نداشته باشن
البته باز هم وقتی فکر می کنم می بینم که باز هم ازدواج زیر 30 سال خیلی سخته.
خرجهای روزمره رو می شه یه کاری کردولی خونه چی؟؟
من یه دخترم ولی کاملا می فهمم که پول در آوردن چقدر سخته
آدم لیسانس رو میگیره کار مناسب رو هم پیدا می کنه ولی بعد می بینه که بابا با این پولا که ادم به جایی نمی رسه.بعد فکر می کنی که بری فوق بخونی شاید اوضاع بهتر شه.فوق هم می خونی و کارت کمی بهتر می شه ولی...باز هم نشد انگار باید به فکر دکترا بود!
متاسفانه توی کشور ما هم که قدرت دست کارفرماست.
ولی با همه این حرفا فکر می کنم که ادم وقتی کسی رو دوست داره با این مسائل یه جوری کنار میاد ولی اگه قرار باشه منطقی و از روی چرتکه با کسی ازدواج کنیم اون موقع دیگه ادم طرز فکرش عوض می شه.یعنی من که اینطوریم.
به نظر من اگه کسی براش امکانش باشه بهتره که از اینحا بره(متاسفانه)








علاقه مندی ها (Bookmarks)