من به این فکر می کنم که اگه ی یار خوب توی زندگی انتخاب کنی می تونه دو دو تا نشه 4 تا بشه 5 تا 8 یا شاید 10 تا یا بیشتر ...و امان از یار بد که اگه داشتی دیکه فکر نکنم دودوتا 4 تا هم بشه !
زباد یا این فلسفه ها خودتو درگیر نکن ...امثال من و شما به این فلسفه ها گیر میدن و ی سری اون بیرون دارن حالشونو می کنن بی اینکه دنیال فلسفه ای بگردن! دنیا گورستان آدم های رمانتیک، حساس و کامل گراست...و این فلسفه ها گاهی فقط به آدم سرگیجه می دن...ی زمانی هرچی کتاب فلسفی بود می خوندم ...یادمه ی کتاب از میشل دومونته خوندم که توش گفته بود: آقا من الان دلم خربوزه می خوادددددد! خوب می خوام چکار کنم به کسی چه؟ ...دیگه دنبال فلسفه ی خواستنم که نباید بگردم...دنیای واقعی اینه که روبرومونه...پر از لجن، خوبی،بچه،طلاق،ازدواج،خیان ت،دروغ،خنده،گریه،بی پولی،الافی،بیکاری، خستگی...اینو با هیج فلسفه ای نمی شه توضیحش داد...همینه که هست ...گاهی هم آقا جون آدم دیگه نمی کشه...کلافه می شی...قاطی می کنی...نمی تونی ...آخه دیوونه هستم اما خر که نیستم بابا جون! گاهی نمی شه گوسفند بود! با تلقینم نمی شه! هرچی مسئولیت پذیر تر باشی دردت از خیلی چیزا بیشتره...








علاقه مندی ها (Bookmarks)