اریای عزیز همسرم من لفظا میگوید که محدود شده ولی من هیچ وقت محدودش نکرم .او هفته ای یک بار فوتبال میرود .هفته ایی یک بار استخر یا بار پارک ابی هر روز هم صبح ها ورزش میکنه که این مورد باعث میشود شبها خیلی زود بخوابد در خانه هم یا پای نت است یا موزیک گوش میدهد ولی تا به حال من با هیچ کدام مخالفت نکردم
کلا تنها تفریح میکند .به نظرتان او محدود است .فقط چند بار از من خواسته تنهایی مسافرت برود مثلا تایلند یا انتالیا و من مخالفت کردم به همین دلیل میگوید محدود شده.
من هیچ وقت حسن کردم که از او سرم این گفته ها وطعنه های دیگران بوده .
ما زیاد در خانه صحبت نمیکنیم که بار منفی یا مثبت داشته باشد .قبلا من زیاد شیطنت میکردم و شوخی میکردم کودکانه حرف میزدم ولی اون میگفت این ادا ها چیه و منو یه جورایی میپیچونه .در مورد سوال بعدیتون اینکه من زیاد بیرون نمیرم به غیر از خونه مامانم اون حتی روابط منو با دوستام محدود کرده حتی در مورد تلفن حرف زدن با دوستانم هم مخالفه .
در مورد سوال اخرتون چه جوری باید بشناسم اون هیچ وقت هیچی به من نمیگه
یک سوال :
شما فرمودید :
آیا اتفاق خاصی افتاد که ایشان به این رویه روی آوردند و یا آرام آرام این اتفاق افتاد؟کلا ادم سردیه ولی قبلا میتونستم از کارها و نگاه هاش بفهمم دوستم داره ولی الان دیگه اونها هم وجود ندارن
--اگر اتفاق خاصی نیفتاده باشه احتمالا ایشان پیش خودشان چند بار (پیش خودشان) به شما فرصت برای برقراری رابطه ی بهتر داده اند.منتها آن ویژگی را که انتظار داشتند را شما نداشتید؟
در این مورد اگر چیزی به ذهنتان می رسد بیان کنید ؟
--------------------------------------------------------------
والا من این همه براش مایه میزارم میگه تو کم به من میرسی به من میگه تو مثل مردها هستی اگه همینم کم کنم نمیدونم چه جوری رفتار کنه .همسرم از زنهای به روز و شیک خوشش میاد و من در این زمینه کم نذاشتم نه اینکه بخوام از خودم تعریف کنم .اون به همینش میگه کم حس میکنم براش تکراری شدم اخه اون خیلی تنوع طلبهخب با توجه به نوشته های بالا من برداشت می کنم که همسرتان از یک چیزی در این وسط گلایه مندند.یعنی اینکه یک حالت "کینه" یا "قهر" طور در روابط زناشویی شما از طرف همسرتان وجود دارد.به این صورت که شما هرکاری هم که بکنید باز به چشم همسرتان نمی آیداز نظر روابط زناشویی از نظر من همه چی خوبه ولی اون راضی نیست اینو یکبار بین حرفاش گفت
پیدا کردن این مساله بر می گردد به پیشینه ای که همسرتان از شما داشته :
شما فرموده بودید :
خب از این نوشته اینطور بر می آید که در ابتدا شما زیاد به همسرتان علاقه مند نبودید و به خواسته هایش در حد یک همسر عاشق توجه نمی کردید.از آنجا که آقایان ابتدای هر کار شوق و ذوق خاصی در آن کار دارند اگر به اصطلاح "توی ذوقشان بخورد" کلا برای همیشه از آن کار دلسرد می شوند.احتمالا همسرتان از شما "موردی" به دل گرفته که حالا هر کار هم که بکنید باز هم نمی تواند آن را جبران کند.با توجه به گفته های شما شرایط فعلی زندگی شما با خواسته ی همسرتان تطابق کافی دارد و یا حتی بیشتر از حد اعتدال همه چیز مطابق میل همسرتان است.ولی همسرتان با توجه به پیشینه ای که در ذهنشان است نمی توانند به اصطلاح از کار های قبلی شما بگذرند و طوری رفتار کنند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.وقتی با همسرم ازدواج کردم احساسی بهش نداشتم .ولی الان که 5 سال از زندگیمون میگزره دیوانه وار دوسش دارم من همینطوریم بدون شناخت علاقمن نمیشم
اینکه همسرتان به شما محل نمی گذارند به خاطر این نیست که ایشان تنوع طلبند و یا اینکه شما برایشان تکراری شده اید.بلکه به این خاطر است که از شما دلگیری عمیق دارند
همسرتان گفته اند :
ببینید هرچه هست مال قدیم هاست.در حال حاضر شرایط خوب است.ولی همسرتان از شما چیزی مثل "تنبیه" و یا "عذرخواهی" طلب می کنند.به عبارتی تا از کارهایی که قبلا انجام داده اید اظهار ندامت نکنید همسرتان با شما آشتی نمی کنند و کوتاه نمی آیندمن مشکلی ندارم که پیش مشاور برم من خودم مشاورم همه مشکلها از طرف توئه و قبول نمیکنه بیاد و میگه مشاور چه میدونه تو خونه ما چی گذشته؟؟!!!
در این مورد که چرا همسرتان در گذشته از شما ناراضی بوده اند هر چیزی که به فکرتان می رسد را عنوان کنید ؟
کلا برخی از آقایان در اینکه آخرالمر از کسی "ببخشید" بشنوند خیلی خیلی مصرند.هستند کسانی که حاضرند سال ها خودشان اذیت شوند و سختی بکشند ولی به اصطلاح : آخر ، روی طرف مقابلشان را کم کنند و ازش عذرخواهی بگیرند.همسر شما هم احتمالا از آن دسته افراد است
البته هنوز من به نتیجه قطعی نرسیدم
******همچنین من یک کارشناس نیستم و اطلاعاتم فقط در حد تجربه های شخصی است
شاد باشید
![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)