سلام بر شما
به نظر من شما باید در نقطه ضعفها تون مکمل هم باشید و در نقاط قوت شبیه هم.
این حرف خیلی کلی است ولی الآن براتون توضیح میدهم.
ببنید مثلا من خودم آدمی بودم که کمتر ثبات عقیده داشتم و خیلی راحت حرفم را عوض می کردم این درباره مسایل دینی بود. از خدا خواستم که همسرم یک آدم محکم باشه که ایشون هم اینطوری هستند.
ولی در مسایلی مثل تربیت فرزند .نوع ارتباط با دیگران.ایدئولوژی هایتان و عقاید مذهبیتان باید در یک فاز باشید. این خیلی مهم است. در یک فاز بودن را می گویم.
اختلافات جزیی در یک فاز را می توان حل کرد و با گفتگو به اشتراک رساند.
اینکه میگویند زن و شوهر مکمل هم هستند به نظر من بعد از ازدواج است. یعنی به گفته آیه قرآن ما لباس آنها شویم و آنها لباس ما شوند یعنی همپوشانی داشته باشیم و یگدیگر را کامل کنیم .
لباس هم دیگر باشیم تا اینکه عریان کننده همدیگر.
ولی در ابتدای امر ما باید با توجه به شناختی که از خود داریم نزدیکترین فرد از لحاظ فرهنگی و مذهبی و خانوادگی را انتخاب کنیم تا دچار اختلاف نشویم. این حرف من نیست بلکه حرف کارشناسان است.
ولی اگر دوست دارید آدم کامل تری باشید و احتیاج به یک کامل کننده دارید و آن را در فرد مقابل دیده اید این هم انگیزه خوبی برای مکمل بودن است.
ولی مهم این است که شما دلتان بخواهد که تغییر کنیید و قبلا هم به دنبال آن بوده اید و حالا با حضور این فرد راحت تر می توانید به مقصد برسید. والبته این هم حدی دارد ها... چون هیچ وقت نمی توان از همسر توقع معلمی کردن را داشت.








علاقه مندی ها (Bookmarks)