با سلام ف .ا عزیزم
درکت میکنم خودم خیلی وقتا شرایط تو رو داشتم این قدر پریشون نباش آروم باش عزیزم
به نظر من مشکلت فقط با برخورد درست و منطقی تو و همسرت بخصوص همسرت حل میشه به نظر من خیلی آروم و محکم و منطقی با همسرت صحبت کن بگو سهم خودتو توی اتفاقی که افتاده قبول میکنی ازش بخواه درکت کنه و بهش بگو همونطور که خانوادش براش مهمن و نمیخواد بهشون بی احترامی بشه تو هم نمیخوای
باید خیلی با سیاست باهاش حرف بزنی متقاعدش کن فقط گریه زاری نکن از روی ضعف حرف نزن
با کلام درست ومنطقی ازش بخواه شرایطتو درک کنه بیاد دنبالت با هم برین دیدن خانوادش .
به نظر من به هیچ عنوان خودت پا نشی بری بهش بگو چقدر برات ارزش داره و دوستش داری (نه با گریه زاری) التماس نکن ولی توی این قضیه نباید به هیچ کدوم از طرفین توهین بشه
بگو که به خاطر تو بدون اطلاع خانوادش بیاد پیش پدر مادرت سری بهشون بزنه بعد با هم برید دیدن خانوادش
حتما نباید پدر مادرش باخبر بشن بگو ازش انتظار داری با خانوادش صحبت کنه کمی نرمشون کنه
ببین دوست عزیزم نمیدونم چه جوری بهت بگم از یک طرف کاملا درکت میکنم تو چه شرایطی هستی از طرفی ازت میخوام قاطع ومنطقی برخورد کنی
به نظر من الان 90% کار به مدیریت همسرت بر میگرده به هیچ عنوان خانوادتو کنار نذار خلاف میلشون کاری نکن هواشونو داشته باش
الان بیشتر از خودت برای مامان بابات نگرانم دارن زجر میکشن کوچیکشون نکن
روی همسرت کار کن بذار تصمیمشو بگیره این یک امتحان خیلی خوب برای اونه توهم مقصر بودی ولی خیلی بهتر از این روشی که همسرت میگه میشه قضیه رو جمع کرد تا هم تو و خانوادت کوچیک نشین هم اون جلوی خانوادش کم نیاره
از خدا میخوام مشکلت زودتر حل بشه
به خاطر پدر مادرت خواهش میکنم آروم باش اذیتشون نکن همه دنیا نمی ارزه به این که یک قطره اشک از چشم مامانت یا بابات بریزه جلوشون حتی تظاهر کن آرومی .اخم و گریه و غصه ممنوع








علاقه مندی ها (Bookmarks)