سلامی دوباره به شما دوستهای خوب.خیلی ممنون که وقت میذارید برای راهنمایی
اول بگم که من 25 ساله هستم
میگم اینجور که معلومه پسرها بیشتر شرایط منرو درک میکنن,جالب بود
دلجوی دلتنگ من هم خیلی دلم میخاد اونجور بشه,هرچند با این رشته بدرد نخور من کارم بسیار سخت هست و نمیدونم چند سال بکشه تا من بجایی برسم و البته باز اون زمان شخص مناسب از کجا پیدا کنم
اما همنجور که گفتم کار و مشغولیت وقت آدم رو پر میکنه ولی احساس تنهایی رو پر نمیکنه
پسر تنها باحال بود فکرت
ولی راس میگی آدم باید تلاش کنه.من خودم بعضا میشه اینجور نمیکنم و بی وفایی میکنم
البته من زمان دانشگاه وضعم خیلی خوب بود,تا از اونجا بیرون نیومدی یه کاری بکن,بیرون وضع خیلی سختر هست
من با دوستام فوتبال نمیریم ,اما میشه که جمع میشیم باهم عین تو
اما نهایت ماهی 1بار اگه بشه,یه دوستی هم داشتم که خوب بودیم باهم]اونهم از این شهر رفت
اتفاقا من از اونها هستم که دلم میخواد خرید برم یکی با من باشه,ولی الان کسی نیست که
من دلم میخواست یه رابطه داشتم هر روز بود,آدم یکی حرف میزد,الان خیلی وقتها حرفی توی دلم میشه میخوام به کسی بگم ولی کسی دمه دست نمیشه
خوبی و بدی این رابطه هم بنظرم مثل چیزهای دیگه شانسیه
من خیلیها رو میبینم باهمدیگه خیلی هم خوب و خوش هست و از هم انرژی هم میگیرن برا کارهاشون
راستی تیپ هم بدک نیست
ولی آخه جایی برای عرضه وجود نداره که,دختر نیستیم که از تیپ و قیافمون خوششون بیاد بیان جلو
الماس 6سال که خیلی زیاده,چجوری دوام آوردی
والله راه حل منم عین تو نمیدونم که
همونجور که میبینی خیلیها میگن راهش ازدواج هست,اما اینکه امثال من کی بتونیم نامعلوم هست
راستی تا حالا از نت اقدامی کردی؟
نشه انجمن پسران تنها رو بزنیم و اونجا لااقل باهمدیگه دوست بشیم
سلام مهربونینوشته اصلی توسط mehrabooni
الان تاپیکت رو خوندم و ناراحت شدم از اینکه کسایی به همین راحتی با زندگی یکی بازی میکنن
راستش منم این مدت با خوندن و شنیدن حرفهای کسای مثل شما خیلی ترسیدم
البته من با شناختی که از خودم دارم میدونم هیچوقت وجدانم نمیذاره به کسی بدی کنم
اما در مقابل ممکن هست نفر مقابل من همچین کسی از آب درنیاد
حق با تو هست و شرایط تو الان خیلی بدتر هست
لااقل من الان جز تنهایی چیز دیگه ای نیست که آزارم بده و کابوس بشه برام.........
بهرحال ممنون که از تجربیاتت برام نوشتی که دقتم رو بیشتر به نیمه پرلیوان نگاه کنم
امیدوارم شرابط تو هم با کمک خدا روز بروز بهتر بشه
بتونی خاطرات بد گذشته رو توی ذهنت کمرنگتر بکنی
توکل برخدا
bahar.ghamgin
بهار غمگین حرفهات خیلی پر محتوا بودن
واقعیت در مورد من بعضی چیزها که گفتی رو خودم هنوز در مورد خودم شناخت پیدا نکردم
هنوز واقعا اهداف زندگی خودم برا خودم مشخص نیست
یعنی مثلا میدونم باید مدرک خوب داشته باشم که کار داشته باشم
اما نمیدونم چرا اون انگیزه قوی توی من هنوز وجود نداره
من فکر میکردم از تنهایی و بیحوصلگی هست
ولی با حرفهای تو ظاهرا قضیه چیز دیگه هست
راستش با حرفهای تو فکرم مشغول شد













علاقه مندی ها (Bookmarks)