سلام سارا جون كاملا دركت ميكنم جون تقريبا جند ماه پيش خودم تو همين شرايط بودم اگه تايپيكم رو بخوني متوجه ميشي
منم مثل شما اينقد نسبت به حق و حقوق بين خانم و اقا حساس بودم وشاكي و اينقدر تو دوست واشنا از خيانت اقايون شنيده بودم كه مصرانه حق طلاق ميخواستم (چندين بار بهش گفته بودم خودش مشكلي نداشت ولي وقتي سر مراسم بله برون گفتيم خانوادش نذاشتن و مخالفت كردن ) ايشون تا يكي دو هفته بعد اون مراسم خيلي به من اصرار كردن كه بگذرم از اون شرط ولي انگاري منم تو دنده لج افتاده بودم غافل از اينكه واقعا نميتونست قبول كنه خلاصه ما بدليل لج و لجبازي و اشتباهات هردو مون از هم جدا شديم .ولي الان بعد از سه ماه با وجود خواستگارهاي متعدد ولي دلم هنوز پيش ايشونه و مي بينم كه اشتباه كردم چون واقعا از نظر اخلاقي با هم خيلي مچ بوديم و هم همديگه رو دوست داشتيم و با وجود اينكه خانوادم ايشونو مقصر ميدونن ولي من شديدا خودم خودمو مقصر ميدونم
عزيزم سعي كن اول خوب ايشون رو از هر لحاظ بشناسي و از جنبه هاي مختلف محكش بزني ببين ايا واقعا همه معياراتو داره بعد به شرو ط عقد فكر كن چون واقعا هدف ما ها يه زندگي با ارامش و بدون مشكل هست ديگه .پس سعي كنيم انتخابي داشته باشيم كه احتمال اينكه بعدا به طلاق نياز داشته باشيم كم باشه چون اگه حق طلاق هم با شما باشه ولي از لحاظ اخلاقي و اعتقادي با هم مچ نباشيد بازم در درجه اول ما خانمهاييم كه ضرر ميكنيم
پس اول سعي كن خوب ايشون رو بشناسي اگه واقعا همه معياراتو داشت از لحاظ اخلاقي خوب بود و خانوادت هم تاييد كردند بخاطر اين شرط بهم نزن چون واقعا شرط سنگيني هست و اينكه اقايون فكر ميكنن با دادن اين حق حس مردانگيشون رو ازشون ميگيرن يكي هم اينكه ديد منفي پيدا ميكنن كه هيچي نشده اول زندگي به فكر طلاقه .
بهرحال ما نميتونيم ديد جامعه و قوانين رو عوض كنيم پس بهتره بجاي اون مهارتهاي خودمون رو در مورد زندگي بالا ببريم و هم تو انتخابمون دقت كنيم كه به طلاق هم نيازي نباشه به اميد خدا
اي كاش من قبل از اون ماجرا با اين سايت اشنا ميشدم








علاقه مندی ها (Bookmarks)