ممنون از همه شما دوستای خوبم که تو این مدت با حرفای قشنگتون دلداریم دادید و راههای مناسبی را بهم نشون دادید ، دیروز با حرفای شما دوستای خوبم و صحبتای قشنگ و دلنشین دخترمهربون نسبت به این قضیه رفتار طبیعی تری پیدا کرده بودم و کلا نامزدم را رها کردم و خودم را برای درس خوندن آماده کردم رفتم کتابخونه و در تمام این لحظه ها به خدا می گفتم خداجون حالا که تو ایشون را صلاح نمیدونی منم اصراری ندارم فقط کمکم کن
وقتی برگشتم خونه مامانم گفت که مامان نامزدم زنگ زده و گفته بوده چرا یه تماس نگرفتید ما منتظر تماس شما بودیم چون قبلا خودتون گفته بودید ما باهاتون تماس می گیریم (البته قبل از ماجرای حق طلاق) اینطور که به نظر میاد نامزدم حرفی به خانوادش نزده و آنها در جریان نبودن
من اینقدر خوشحال شدم که سریع 2رکعت نماز شکر خوندم و خواستم بیام اینجا تا به شما دوستای خوبم بگم و از همتون تشکر کنم که تو این مدت در کنارم بودید از همتون ممنونم
نیلوفرمرداب عزیز ممنون از راهنماییت ممنون میشم بیشتر راهنماییم کنید تا وابسته بودنم را قطع کنم










علاقه مندی ها (Bookmarks)