متین جان من تازه تاپیکت را خوندم و خیلی متاسفم من کاملا درکت می کنم چی میکشی و اینکه مامان آدم تو این لحظه ها که آدم احتیاج داره آروم شه و دیگه به آن فرد فکر نکنه ولی به خیال خودشون حس می کنن دارن همدردی می کنن و بدتر نمک رو زخم آدم میریزن
منم شرایطی مثل خودت داشتم تاپیکم را که خوندی ، خیلی برام سخت بود که با کوچکترین اختلاف نظر نامزدم بره و برنگرده ولی متین جان دقیقا زمانی که من از ایشون و خانوادش دست برداشتم و فقط به خدا فکر کردم و هدفام به اینکه زندگی بدون ایشون برام ممکنه و من میتونم ادامه بدهم همونجا خدا ایشون را دوباره به من داد
این دوری از هم یه حکمتی داره و تو باید تلاشت را بکنی تا ایشون را رها کنی یعنی اولویت اول شما ایشون نباشه ، خیلی سخته که آدم بخواهد باخودشه کنار بیاد ولی مطمئنن شما می تونید
به نظرم اگه پیش یه مشاور برید خیلی خوبه منم دعاتون می کنم شما هم رفتید حرم منو دعا کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)