سلام
نیلوفر مرداب عزیز، از پاسخ و یاری شما تشکر می کنم.
یک موضوعی هست اینکه، گویا خانواده برای من دختر دیگری را در نظر گرفتن ( به نظرم چند ساله ). من هم این دختر خانم را نمی شناسم و احتمالاً ایشون را ندیده ام. اما به نظرم میرسد ایشون هم از شاگردان مادرم هستند.
حالا اگر من به خانواده گفتم و خانواده یک جورایی خواستند من را منصرف کنند چی؟ البته این را هم بگم، خدا را بی کران سپاس، من خانواده ای متوجه و محترم و تحصیل کرده دارم. منظورم این است که به علت علاقه و تلاشی که برای ازدواج من با دختر خانم مورد نظرشان داشتند، در سبک و سنگین کردن اشتباه کنند. گرچه این در نظر گرفتن چند ساله هم خیلی خوبه، یعنی چند سال شناخت.
یک موضوع را هم جدیداً متوجه شدم؛ دختر خانم مورد نظر من تازگی ها چندتا کوچه پایین تر محله ی ما ساکن شدند.
ببینید من نسبتاً کم بیرون می رم، صبح تا عصر دانشگاه و بعد هم در محل کار یا خانه مشغول کارم هستم. بعضی وقت ها هم اینقدر درگیر کار هستم و حواسم جمع کارم هست که در کوچه و خیابان با فاصله ی نیم متری دوستانم می ایستم و متوجه ایشان نمی شوم. این ها را گفتم چون به نظرم می رسه این شرایط در انتخاب کردن خیلی موثر اند.
راستش، از 20 سالگی دوست داشتم ازدواج کنم و به زندگیم سر و سامانی بدهم، اما چون به قول امروزی ها شرایط نسبتاً جور نبود ( شرایط مالی، تحصیلات و کار و محل زندگی ووو تجربه )، با دختری وارد رابطه نشدم، اما حواسم را جمع کردم که کی باید چی گفت و کی باید چه کار کردو میشه گفت یک جورایی یک برنامه ریزی انجام داده بودم.
می گم چه طوره روزی 200 کاسه آش ببرم در خونشون؟ هان؟ خویه؟ ( شوخی کردم ).
توکل به خدا.








علاقه مندی ها (Bookmarks)