به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 393

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 فروردین 91 [ 10:46]
    تاریخ عضویت
    1390-7-27
    نوشته ها
    93
    امتیاز
    1,526
    سطح
    22
    Points: 1,526, Level: 22
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    559

    تشکرشده 582 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    يه خاطره ديگه م يادم اومد،تسوكه جون مرسي.امروز جدا حال و هوام عوض شد.
    هفته پيش سفره حضرت عباس زن دايي شوشو بود.منم از صبح رفته بودم كمكشون.پوستم كند.شوشو گفته بود خودتو خسته نكني ها ولي من گوش نكردم.شب كه اومدم مي خواستيم بريم خونه بابام اينا دور هم كله پاچه بخوريم.منم هم خسته بودم هم از رفتار پسر دايي هاي شوشو كه اين همه پيش ما با زناشون عشقولانه رفتار مي كردن حرصي شده بودم
    وقتي رسيديم شوشو مي خواست ماشينو پارك كنه گفت تو برو در رو وا كن تا ماشينو بيارم منم قاط زدم با قهرگفتم من خسته ام.خودت برو.اونم دلخور شد.اون شب دمق شد و با اينكه كلي كله پاچه دوست داشت زياد نخورد.بعدش همه مي خواستن برن پياده روي اون گفت نمي ريم تو خسته اي برو بخواب بيدارت مي كنم با هم بر مي گرديمم خونه.منم يه خرده خوابيدم بعدم برگشتيم.
    وقتي رسيديمم رفتم دراز كشيدم اومد كنارم رو تخت دراز كشيد گفت چي شده اين همه دمقي منم بش گفتم از دست عروساي دايي دمق شدم.من بينشون خيلي غريبم.اونا هم همش تيكه ميندازن و طلا هاشونو نشون هم ميدن.من اهل اين برنامه ها نيستم .از زناي اين مدلي هم خوشم نمياد.كلا امروز اذيت شدم.
    يهويي بغلم كرد وبوسيددممم و موهامو بو كرد گفت عاشقتم هزار بار بيشتر از قبلا من تو رو بخاطر همين كه شبيه بقيه نيستي دوست دارم.چند دقيقه محكم بغلم كرد بعد هم گفت بايد حتما ماساژم بده كه خستگيم در بره.بعدشم بلند شد رفت لباسامو واسه فردا كه برم سر كار اتو كرد با اينكه فوق العاده خسته بود.

    اون لحظه با خودم گفتم چقدر صبر و حوصله داري منو با همه اين غرغر هام تحمل ميكني و دوست داري

  2. 16 کاربر از پست مفید فرشته سفيد تشکرکرده اند .

    فرشته سفيد (سه شنبه 20 تیر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.