دوستان خوبم من کات کردم حتی جواب اس م س ندادم اما ان اصلا حرفهای من نمیفهمه یابه خانه زنگ میزنه یا به گوشیم خاموش کنم بدترمیکنه مخصوصا الا که فهمیده مادر زنش من برای پسرش خواستگاری کرده انقدرفکرم خسته که دلم میخواد برم جایی که کسی نباشه فقط خودم باشم و خدااما بخاطر مادرم دستم بسته است این رابطه برای من تمام شده است و شروع مجددی نداره وجواب خواستگاری منم نه اما فقط موندم تو کارخدا چرا بامن این بازی میکنه به قول خودش انکه از دل بنده اش خبر داره پس میدونه ادم بدوپستی نیستم چرا حالا که تمام شد مادرزنش بیاد خواستگاری بااینکه مورد خوبی اما زن کسی بشم که دامادشان ماهان محال مطمئنم وقتی دید جواب نمیدم خسته میشه میره اینطور نیست دوستان ایا نه گفتن من درسته به مادرزنش یا راه دیگه ای هم دارم از کارشناس خوب همدردی درخواست میکنم نظرشان بگن ممنون








علاقه مندی ها (Bookmarks)