به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 59

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 مرداد 91 [ 21:15]
    تاریخ عضویت
    1390-7-01
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    1,443
    سطح
    21
    Points: 1,443, Level: 21
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 57
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    38

    تشکرشده 38 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ابراز احساسات غیرعادی برادرم

    ممنونم اقای مدیر شما بهم قوت قلب میدین
    برادرم ادم باهوشیه ، همیشه هنوز حرف نزدم میفهمه چی میخوام بگم اما الان انگار اصلا متوجه حرفام نمیشه ، خنگ شده !!
    دیروز براش کیکی رو که درست کرده بودم بردم ، همه نشستیم با هم خوردیم ، بنظرم اومد که خیلی هم ناراحت نشده انگار همه چی یادش رفته بود
    بعد اخر شب مثلا برای تشکر دوباره اومد تو اتاقم ، دوباره بغلم کرد خواستم خودمو از بغلش بکشم بیرون نذاشت
    منم بهش گفتم "از این کارت چندشم میشه ، ولم کن عوضی . . . !!!(یه حرف خیلی زشت زدم البته خیلی بد نبود ولی تو خونه ما هیچکس حرف بد نمیزنه )"یدفعه انگار بدنش خشک شد منم روبروش وایسادم با عصبانیت بهم نگاه کرد
    بهم گفت " تو چت شده ؟چرا اینقدر بی تربیت شدی ؟اخلاقت گند شده " و از این حرفا
    منم گفتم "از اتاقم برو بیرون حالم از این کارات بهم میخوره "
    اونم هلم داد رو تخت بعد درحالی که داشت می رفت بیرون گفت "تب داری ، حالت خوش نیست"
    از صبح بیرون بود الان برگشت خونه مستقیم اومد تو اتاق من ، دم در وایساده بود و نگام میکرد منم اروم بهش سلام کردم
    بهم گفت " میتونم بیام تو ؟ دیگه تب نداری ؟سعاد بی ادب !" منم چیزیی نگفتم اونم رفت
    نمی خواستم بهش فحش بدم ولی وقتی پست خارپشت رو میخونم حس میکنم از برادرم متنفرم
    ولی الان پشیمونم نباید اینقدر بد باهاش رفتار میکردم
    دیشب اینترنتم شارژش تموم شد ، نتونستم پست های شما رو بخونم الان شارژ کردم
    نمیتونم دقیقا بهش بگم منظورم چیه ؟ وای حتی نمیتونم بهش فکر کنم بهش بگم مرزای خواهر برادری رو حفظ کنه ؟؟؟
    بعد اگه بپرسه مرز چیه من چی بگم ؟؟
    الکی دارم باهاش دعوا میکنم ولی اون اصلا نمیفهمه من چی میگم
    مطمئنم هر لحظه داره به خودش لعنت میفرسته که چرا اون شب لباسمو کشید اما اصلا نمیدونه که من چرا دارم حرص میخورم
    چیکار کنم ؟

  2. 3 کاربر از پست مفید سعاد تشکرکرده اند .

    سعاد (چهارشنبه 02 آذر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. غیر فعال شدن ایمیل های غیر معتبر
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مسائل واخبار اعضاء و تالار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 17 اردیبهشت 97, 13:57
  2. پاسخ ها: 58
    آخرين نوشته: یکشنبه 15 تیر 93, 09:49
  3. پاسخ ها: 54
    آخرين نوشته: چهارشنبه 30 مرداد 92, 10:02
  4. ازدواج با پسر غیر ایرانی غیر مسلمان(دوستش دارم چه کنم؟)
    توسط 1391 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 21 دی 91, 21:02

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.