سلام رها جون
شوهر منم اینجور مشکلاتی داره منم همین روشو در پیش گرفتم و میگم من کاری ندارم و عواقبشم با خودشه ولی الان مشکل من اینه که سر مسایل کوچک با من لج میکنه و همش میخواد کار خودشو بکنه مثلا اگه من بگم بریم خرید کنیم یخچال خالیه میگه من وقت ندارم در حالیکه وقتشم داره و الکی میگه چون من مطرح کردم اینو میگه، باید خودش هر وقت میگه من برم این یه مثال بود میخوام بگم تو همه موارد باید حرف، حرف ایشون باشه خوب خسته شدم دیگه اعتماد به نفسمو از دست دادم گاهی با مهربونی راضیش کردم مثلا بریم بیرون خرید اونم اومده ولی با رفتارش کاری کرده که ببخشید مثل سگ پشیمون شدم و به غلط کردن افتادم اگه زندگی مشترکه باید همه چیش مشترک باشه نمیشه که غصه هاش و گرفتاریهاش مشترک باشه ولی تصمیم گیریهاش یکطرفه باشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)