سلام به شما دوست عزیز
به نظرمن این مشکل شما تقریبا یک مشکل خیلی مرسوم در اکثر خانواده های ایرانی است دخالت زیاد وافراطی در زندگی فرزندان اعم از دختر یا پسر(خیلی نا خواسته یا شاید عمدی)
من مطمئنم هر زوج جوانی عین مشکل شما را داشته یا دارد در نتیجه واقعیتش به نظر من درمان ندارد>>>>
چون اولا اونها عوض نمیشن ثانیا اصرار شما بر قطع رابطه یا کم کردن آن نتیجه معکوس میده و اونها را به هم نزدیکتر میکنه وعلیه شما جبهه میگیرن
وتنها راه حل جزیی که وجود داره این است که اصلا به اونها چندان اهمیت ندین (البته حفظ ظاهر بکنید مثل رفت وآمد معمول وصحبت وابراز محبت تعارف گونه)اما در دل خود چندان براتون مهم نباشن و بدونید همسر شما هم مجبوره اونها را راضی نگه داره نه واقعا بخواد....(هر چند غرورش جلو شما مانع اعتراف بشه)
پس اصلا اینقدر جدیشون نگیریدچون هر گل خاری دارد و هر همسری هم خانواده مزاحمی::::::
اون ها همان قدر میتونن مهم باشن که شما مهمشون کنید پس کلا یادتون بره که اصلا هستن
و کمی هم به دیده گذشت وترحم نگاشون کنید وانتظار عشق ومحبت هم به هیچ وجه نداشته باشید وبدونید هیچ نسبت درست وحسابی با اونها ندارید خواهید دید که ارزششون را (که البته فقط حرص خوردنه )از دست میدن و قابل تحمل وحتی دوست داشتن میشن







چون هر گل خاری دارد و هر همسری هم خانواده مزاحمی::::::

علاقه مندی ها (Bookmarks)