مشکلت
اینه که خودت جواب پدر شوهرتو نمیدی.وقتی کار دارین بهش بگو که نمیتونی
باشون بری بیرون.تو زیر بار حرف پدرشوهرت میری در حالیکه ناراحتی بعدشم
میای ناراحتیتو سر شوهرت خالی میکنی و بهش غر میزنی.اونم خسته میشه که به
خاطر رفتار دیگران حتی اگه پدرش باشه داری غر میزنی.
تو شوهرت و پدرشو با هم قاطی کردی.شاید اونم از رفتار پدرش ناراحته ولی نه
به اندازه تو .حالا هم باید رفتار اونو تحمل کنه هم غرولندهای تو رو.وقتی
خودش میاد بهت میگه میخوام به پدرم بگم تو ناراحتی یعنی دیگه داره دادمیزنه
پدر از رفتارات خسته ام.همسر از غرهات خسته ام.پس من چی؟(همون جمله خودش)
انقد به این شوهر بیچاره بدبین نباش.اگه محبت کلامی نداره عوضش محبتو جور
دیگه ابراز میکنه.
چرا فکر نمیکنی اگه تو ناراحتی پس حتما اونم ناراحتی هایی داره.تا حالا به
ناراحتی و دلخوریهایی که اون از تو داره فکر کردی.تو هم حتما ایرادهایی
داری که اون بخاطر علاقه بهت چشم پوشی میکنه.تو هم اینطور باش








علاقه مندی ها (Bookmarks)