به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 20:12]
    تاریخ عضویت
    1390-4-06
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 21 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی خسته و بلاتکلفیم کمکم کنید

    سلام .نمیدونم تا حالا برات اتفاق افتاده که صبرت تموم بشه و هیچی برات مهم نباشه... اون شب که دعوامون شد من همین حسو داشتم دلم میخواست با تمام وجود بفهمه چقدر از برادرش متنفرم این مدتی که با هم زندگی کردیم هیچ وقت اینقدر واضح نمیگفت داداشم گفته این کار بده یا خوبه (ولی من میدونستم قبلا مشورتاشون انجام شده ) برای همین هرچی خواستم گفتم حرفایی از قبل از عروسی تا الان که نگفته بودم .در مورد کارمم گفتم بابام تحقیق کنن.همسرم رفته برام دفترچه ارشد گرفته بهش گفته بودم میخوام امتحان بدم ولی من بدجور احساس شکست و ناامیدی میکنم اما من احساس میکنم هرکارم برام بکنه باز نمیتونم ببخشمش چون نمیخواد بخاطر من یه ذره تغییر کنه و این منو داغون میکنه

  2. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 مهر 91 [ 20:35]
    تاریخ عضویت
    1390-5-12
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    1,889
    سطح
    25
    Points: 1,889, Level: 25
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    550

    تشکرشده 554 در 162 پست

    Rep Power
    37
    Array

    RE: خیلی خسته و بلاتکلفیم کمکم کنید

    عزیز من سلام
    این توقع بی جایی هست که انتظار داشته باشین همسرتون به خاطر شما تغییر کنه...شما رو نمی دونم اما من همیشه از همسرم می خواستم همون جوری که هستیم همدیگرو بپذیریم بدون اینکه بخوایم بلاجبار در هم دیگه تغییر ایجاد کنیم...ایشون برادرش رو قبول داره مثل شما که پدر یا مادرتون رو...اما از من به شما: همیشه در یک رابطه اونی بازندس که حساس تره! و ما باید هنر کنترل احساساتمون رو یاد بگیریم...این رو از من که در آستانه ی جدایی هستم به یاد داشته باش...الان خیلی پشیمونم به خاطر خیلی از حرفهای تلخی که تو میونه ی دعواهامون بهش زدم...گرچه اونم می گفت اما اگر من جواب نداده بودم الان این احساس بد رو نداشتم...خیلی جاها اگه ما جلوی زبون درازی ها و حاضر جوابی هامونو بگیریم ضرر نمی کنین که سود هم می کنیم...این حاضر جوابی ها و حرقای تلخ هیچچچچچ کاری از پیش نمی بره ...مادر شوهرم اون روزایی که هی به جون شوهرم غر می زدم که طلاق می خوام ی حرفی بهم زد...گفت خدا نیاره اون روزیو که ی مرد دل بکنه از زن و زندگیش که دیگه هر کاریش کنی برگشتی در کار نیست...کاری نکن اونقدر غر بزنی که از شما و هرچی زندگی متاهلی هست خسته بشه و بعد اونوقت اون دیگه نخواد با تو ادامه بده ...

    اگه خواسته ای ازش داری مستقیم خواستت رو بگو...به برادر ایشون یا اینکه بخوای ثابت کنی اون اشتباه کرده کاری نداشته باش...اگه اینقدر برادرش رو ایشون نفوذ داره شما تازه باید با زرنگی خودت رو پیش برادرش جا کنی و اتفاقا ایشون رو هم پل کنی برای رسیدن به خواسته هات...اگه با برادرش در بیافتی ممکن هست بعدها همین برادر توی یکی از مشکلاتتون شوهرت رو تشویق کنه تو رو طلاق بده...اتفاقی که برای من افتاد...
    اگر زندگیتو زباد دوست نداری ...مثل من که نداشتم ...می تونی حاضر جوابی کنی از برادرش بگی حرفای نزده شب عروسیتو بگی اماااااا اگه مرد طلاق و جدایی نیستی دو دستی زندگیتو بچسب و برادرش رو با خودت در ننداز...به خانوم ایشون هم که تحمل می کنه کار نداشته باش ...اون شاید راضی هست از تحملش و براش می صرفیده...شما کار خودتو بکن و با سیاست به خواسته هات برس...اگه ایشون اینقدر از برادرش تاثیر پذیری داره پس بهتره رابطه خوبی با برادرش داشته باشی تا ایشون هم از شما حمایت کنه...

  3. 2 کاربر از پست مفید هم پرواز تشکرکرده اند .

    هم پرواز (دوشنبه 30 آبان 90)

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 20:12]
    تاریخ عضویت
    1390-4-06
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 21 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی خسته و بلاتکلفیم کمکم کنید

    سلام خیلی ازت ممنونم که تجربه هاتو در اختیارم گذاشتی.من هم قبول دارم اگه توی دعواهام هرچی که میخواستم نمیگفتم الان حرمت بینمون شکسته نمیشد آخه همیشه توی دلخوریا من بودم که شروع به حرف زدن یا دعوا میکردم شوهرم وقتی ناراحت بود سکوت میکرد من هم میدونستم برای حل مشکل سکوت چاره ساز نیست میخواستم با صحبت کردن اختلافمون حل بشه که بدتر میشد .نمیدونم ولی اگه من بخوام رابطمو با برادرش خوب کنم میترسم شوهرم از خدا بخواد فکر کنه من اشتباه میکردم و الان میخوام جبران کنم .ولی از جدایی هم خیلی میترسم و به قول شما مردش نیستم بازم ممنون از راهنماییت

  5. 2 کاربر از پست مفید ania تشکرکرده اند .

    ania (سه شنبه 01 آذر 90)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.