سلام
دوست من من 4 ماهه از همسرم عملا جدا شدم و فقط کاغذ بازی هاش مونده ...پس دیگه خونه برگشتنی در کار نیست...حالا چه کارش تموم بشه چه نه...اما خوشحالم اینقدر شیطون و بلا هستی...

خوشم اومد...
شوهرتم همچینا که می گفتی پاستوریزه نیستا ....نه ماشاالله خوبه استعدادش!

خدا کنه جفتتون این شیطنتهارو از این به بعد بگذارین واسه همدیگه...شما که اینقدر داستانت هیجان انگیز و رمانتیک بود...پس خودتون همدیگرو انتخاب کردین...ازدواج سنتی نبوده یا اینکه مصلحتی...پس برو خوش باش...اما از من به تو تمام ایمبل هایی که از همدردی میاد پاک کن...دیگه سعی کن راجع به کاری کردی حتی فکر هم نکنی چه برسه به اینو اون بگی و مشورت بخوای...همین id شما هم اگه روزی دست شوهرت بیاد و بفهمه تو همین تاپیک چی نوشتی کارت خراب می شه...برو دنبال زندگیت...اصلا یادت بره چکار کردی و چی گفتی...اما حرفای مارو یادت نره!
نه با این زبون و زرنگی که تو داری و این دختر بلا تو خودت از پس خودت بر می آی...به کمک ما نیاز نداری ...می دونی چرا تو اسلام می گه اگه دارین گناهی هم می کنید در ملا عام نکنید؟ یا لاقل تظاهر کنین که گناه نمی کنین؟ یا روزتون رو تو خونه بخورین اما نه تو خیابون؟ شما هم هر کاری کردی دیگه تموم شد رفت...دیگه پاکش کن از ذهنت...

سر این داستانو هم قیچی کن...امیدوارم زندگی به کامت بشه
علاقه مندی ها (Bookmarks)