يه روايتي خوندم كه خيلي برام زيبا بود و آرامش عجيبي به من داد ، اينو مينويسم و تقديم ميكنم به دختر مهربون ، انشاالله كه هر چه زودتر مشكلات ايشون هم كاملا حل بشه
روايت شده كه : فرداي قيامت زهاد و عباد از تقصير و گناه خود از خدا عذر خواهند ، اما خدا از فقرا و كساني كه در دنيا مشكلاتي داشته اند عذر خواهي ميكنه ، و مي فرمايد : (( اي بنده من دنيا رو به تو ندادم ، نه از اين كه دنيا به تو حيف بود ، بلكه از آن رو كه تو به دنيا حيف بودي ))
شاعر هم گفته :
دنيات نداده ام ، نه از خواري توست ...................... كونين فداي يك نفس زاري توست
هر چند دعا كني اجابت نكنم ..................... زيرا كه مرا محبت زار توست
منم در جواب اين شاعر گفتم :
دنيات نخواهم ، عشق تو من خواهم ..................... كونين نخواهم ، اشك چشمم خواهم
هر چند دعا كنم ، نه از اجابت باشد .................... زيرا كه محبت تو را من خواهم








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)