حضراتی که مطلب درباره روش بیان درس های اخلاقی در اشعار مولانا می گویند،این را بدانند که:
مولانا مثنوی را در درازای زمان و در طی مراحل گوناگون زندگیش سروده است و هر جا به فراخور حال،مکان و زمان و البته منبعث از اندیشه ای که در آن برهه از زندگی داشته است،این ابیات را سروده است.
در خیلی جاهای مثنوی مشاهده می نمایید که تحجر و ارزشی دیدن صرف مقولات که ناشی از زهد و خشک مغزی است در سراسر یک یا چند داستان مولوی به چشم می خورد.
به دید بنده روان راستین و شخصیت ناب حضرت مولانا را باید در غزلیات او دید و در زندگی او پس از آشنایی با معشوقی بنام شمس تبریزی،جستجو کرد.بسیاری از داستانهای مثنوب برای عوام کالنعام است که ما از این عوام در همین تالار بسیار داریم که دعوی مولوی شناسی را هم دارند.