مي دوني چرا؟نوشته اصلی توسط آفتاب همدرد
چون نه خودت را دوست داري و نه شوهرت را.
تو فقط آبروت را دوست داري فقط دوست داري مهموني بري و مهموني بدي و به همه بگي كه من خونه و زندگي دارم و شوهر دارم.
تشکرشده 2,035 در 738 پست
مي دوني چرا؟نوشته اصلی توسط آفتاب همدرد
چون نه خودت را دوست داري و نه شوهرت را.
تو فقط آبروت را دوست داري فقط دوست داري مهموني بري و مهموني بدي و به همه بگي كه من خونه و زندگي دارم و شوهر دارم.
تشکرشده 1,673 در 522 پست
چی کار کنم؟ باز میخواد طول بده همین قضیه مسخره رو.
هرچی بهش میگم نمیخوام به خاطر این موضوع الکی اعصابمون خورد شه بازم کشش میدهتا بی نهایت.
حالا چی کار کنم اگه دیگه نیومد خونه؟
تورو خدا یه چیزی بگید.
خیلی حالم بده.
من باید چی کار کنم دیگه؟
مگه من چی کار کردم که انقدر خوردم میکنه؟![]()
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
تشکرشده 1,673 در 522 پست
چرا هیچی نمیگین؟
آره خودمم دیگه از خودم بدم میاد.
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
تشکرشده 2,035 در 738 پست
نوشته اصلی توسط ليلا موفق
تشکرشده 1,673 در 522 پست
لیلا خانوم اینارو که خودمم گفتم و قبول دارم
را ه چاره رو نمیدونم.
چی کار الان باید بکنم که حداقل آروم شم؟
اگه امشب هم خونه نیومد چی کار کنم؟
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
آفتاب همدرد (دوشنبه 07 آذر 90)
تشکرشده 2,035 در 738 پست
اگه شوهرت را دوست داشتي يه كم به نيازها و احساسات اش فكر مي كردي و براش تلاش مي كردي.
اگه خودت را دوست داشتي براي ساختن زندگيت، اعتماد به نفس و عزت نفست تلاش مي كردي.
تو الان فقط داري به مهموني هاي آخر هفته فكر مي كني.
نه به خودت.
نه به شوهرت.
فقط داري به مهموني ها و قضاوت مردم راجع به خودت، شوهرت و زندگيت فكر مي كني.
تو فقط داري به حرف مردم فكر مي كني. نه به خودت. نه به شوهرت.
پس تو نه خودت را دوست داري و نه شوهرت.
مينا تو فقط مردم و حرف شون را دوست داري.
ليلا موفق (پنجشنبه 03 آذر 90)
تشکرشده 1,673 در 522 پست
میگم الان چی کار کنم که برگرده؟
چی کار کنم که آروم شم و حداقل واسم مهم نباشه.
از صبح که اومدم سر کار یا مرخصی بودم یا گریه میکردم.
سبکتکین کاش یه چیزی بگی
و...
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
تشکرشده 2,035 در 738 پست
براي چي ميخواي برگرده؟
بشين روي كاغذ برنامه ريزي كن وقتي برگرده براي نجات زندگي و خوشبختب ات مب خواي چيكار كني؟ اين كار آرومت مي كنه.
ليلا موفق (چهارشنبه 02 آذر 90)
تشکرشده 1,673 در 522 پست
نوشته اصلی توسط ليلا موفق
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
آفتاب همدرد (دوشنبه 07 آذر 90)
تشکرشده 2,844 در 585 پست
عزیز دلم یه کم به خودت مسلط باش.چی شده مگه؟آسمون به زمین اومده؟
میدونم ناراحتی حقم داری.الان فقط روی دو چیز تمرکز کن:
1.آرامش خودت رو به دست بیار
2.این قدر زنگ نزن.
فعلا همین وبس
یک زن امیدوار (پنجشنبه 03 آذر 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)