دوباره سلام
من منظورم از اینکه گفتم تاپیکتون رو خوندم فقط پست اول نبودش،بلکه تمام تاپیک تا آخرین ارسال رو خوندم و
بازم رو حرفی که زدم هستم ولی شما حرف من رو اشتباه متوجه شدید
من گفتم شما با این خانم مشکلی ندارید ،حتی با اینکه قبل از ازدواج با شما رابطه داشته هم مشکلی ندارید

بازم همین حس رو دارم شما با احساس خودتون مشکل دارید
منظورم اینکه شما به دلیل اینکه اون دختر آزادی بوده و با شما تو این رابطه وارد شده مشکلی ندارید
با اینکه طبق عرف و شرع عمل نکرده ..و این قبیل چیزا مشکلی ندارید
شما با چرایی این اتفاق (رابطه جنسی )که بین تون افتاده مشکلی ندارید
و با چگونگیش مشکل دارید!
این از نوشته هاتون برداشت میشه.
یعنی اینکه اگر این اتفاق بین شما در شرایط بهتری انجام شده بود،در شرایطی که شما ترس نداشتید و اضطراب نداشتید و در شرایط رمانتیک و عاشقانه بود،از نظرتون مشکلی وجود نداشت .
به خاطر همین هم می گم کاش به جنبه های مثبت این ازدواج فکر کنید که اونم گفتید این کار رو کردم .
اینم می خوام بهتون بگم که دلیلتون برای این ازدواج اصلا چی هستش؟چه چیزی وجود داره که باعث میشه شما دچار تردید باشید؟فقط حس عذاب وجدان ؟؟؟
اگر عذاب وجدان هست که آنی همه چیز رو توضیح دادچون من تو حرفای شما هیچ چیز مثبتی ندیدم یعنی شما کلا نظر مثبتی نسبت به ازدواج با ایشون نداری ،پس چه کاریه اصلا ؟؟؟؟