f-z عزیز ممنونم که جواب دادی اما در مورد خوردن زیاد باید بگم اضافه وزن پیدا کرده اما چون تحرکش زیاده هنوز به مرحله ترکیدن نرسیده.همه چی هم میخوره و بیشتر از اینکه تنقلات بخوره غذا میخوره که خوبه اما اونم باید به اندازه باشه و هزار بار از مضرات چاقی براش گفتیم حتی کسایی که چاقی براشون مشکل درست کرده باش حرف زدن اما انگار نه انگار.به دفعات براش توضیح دادیم نشونش دادیم اما کو گوش شنوا؟بطور مثال یه بادکنک دادم بهش باد کنه.اولش سختش بود اما بعد ازاینکه چندبار بادش کرد دید دیگه راحت باد میشه.بهش گفتم معده مثه این بادکنکه وقتی زیاد میخوری بزرگ میشه اونوقت هردفعه واسه سیر شدن باید بیشتر غذا بخوری.که البته همین اتفاق داره براش میفته.از بیماری قلب و بد هیکلیو...همه رو براش گفتیم
فعلا که فرستادیمش کلاس ورزش.ولی 6برابر چیزی که میسوزونه میخوره
در مورد بی انضباطی تمام راههایی که گفتین رو قبلا امتحان کردم.خودم دلم نمیخواد زیاد باش کلنجار برم چون بی فایده است.بازم به حرف من خیلی بیشتر ازبقیه گوش میده.برای حرف مادرم تره هم خورد نمیکنه.از روشهای تشویق تنبیه(بدنی نه مثلا محرومیت از خوراکی و...) همکاری با هم برای مرتب کردن وسایلش و...خیلی استفاده کردم.دیگه جدیدا بهش میگم اگه وسایلشو بر نداره میذارم تو حیاط یا سطل زباله.چند بار گذاشتم تو حیاط الان یه کم (فقط کم) حرف گوش میده اما هنوزخیلی بی انضباطه کلا.ریخت و پاش وسایل نامرتب بودن دفتر کتاباشو............................خسته شدم.
نمیگم من خیلی خانوم بودم اما اصلا اهل ریخت و پاش نبودم.کتاب دفترام انقد مرتب و منظم بودن.شکمو هم نبودم.
من خواهرمو خیلی دوسش دارم برای همین نگرانشم.دلم نمیخواد بعدا براش مشکلی بوجود بیاد








علاقه مندی ها (Bookmarks)