آنی عزیز من مسئول هستم در مقابل گفته هایم ...اما عزیز دل من سرگذشت کسانی مثل شما را هم دیدم...که به جای قیچی کردن رابطه نا سالمت آنقدر از خودت و سلامتی ات مایه گذاشتی تا دکتر به تو بگویید قلبت می ایستد اگر ادامه دهی....
قیچی کردی ولی دیر....رابطه ای که ناسالم است می سوزاند...سوختن و ساختن بر نمی دارد...
من نوشته های بلواسکای را دنبال می کنم و حاضرم بنویسم برایت اینجا و امضا دهم که اگر هم ادامه دهد تا ثانیه آخر زندگی اش فکر طلاق یک ثانیه هم رهایش نمی کند...این آدم دارد از درون خودش را نابود می کند...
من احساسی نیامدم اینجا خودم را تخلیه روانی کنم...زندگی خود بنده با دلایل منطقی و با نظر چندین روانشناس معتبر و کاربلد برایش تصمیم گرفته شد و بنده شرایط متقاوت زندگی ام را با زندگی دیگران مقایسه نمی کنم...
اصلا مقوله هایی جدا هستند...
اما من در جریان تاپیک های این خانم دیدم که ایشان از اول خواست یک تصمیم قاطع برای زندگی اش بگیرد اما آنقدر نصیحت و حرفهای خاله زنک و سرزنش کردند تا پای یک بچه هم آمد وسط....
یعنی ما داریم دستی دستی از این فرد یک بیمار می سازیم زیر این فشارها...بگذاریم خودش تصمیم بگیرد که لااقل خودش را خلاص کند از این سردرگمی ها....
ما برای زندگی خودمان تصمیم گرفتیم بگذاریم او هم تصمیم خودش را بگیرد ...
من حرفم اینست:
الان همدردی به درد تو نمی خورد....شما نیاز به استراحت و یک فرجه داری و بعد هم مراجعه به چندین روانشناس و مقایسه نظرات آنها و بعد تصمیم نهایی که ادامه دهی یا نه...در این مرحله همدردی برای شما کاری نمی تواند بکند....










علاقه مندی ها (Bookmarks)