درمورد اینکه دقیقا در حال حاضر و با موقعیت پیش اومده چیکار کنین ، نظر خاصی ندارم
خودتون بهتر میدونین که در این شرایط این سرمایه ای که قراره دوباره در اختیارش قرار بدین چقدر میتونه موثر و مفید باشه
اما این روندی که در پیش گرفتین رو کم کم متوقف کنین
مثلا قراره چه اتفاقی بیفته ؟
نهایتا دوباره بیکار میشه بعد دوباره یه کار و سرمایه گذاری جدید ، بازم به نتیجه ای نمیرسه و باز هم یه کار دوباره و باز هم . . .
بذارین تا اخر عمرش این کار رو ادامه بده
ولی هیچوقت این جمله رو تکرار نکنین :
همسرتون و اعتماد به نفسش رو تحقیر نکنین حتی توی ذهنتون ، چون روی رفتارتون تاثیر خواهد داشتنوشته اصلی توسط rahaaaaaaa
فقط باهاش از لحاظ روحی همراهی کنین ، بذارین باور کنه که بهش اعتماد دارین
وظیفه شما اینه ، الان و همیشه
اگه شما حرص بخورین ، مدام سوال پیچش کنین ، توی کاراش دخالت کنین ، پولی که بهش دادین رو چماق کنین رو سرش
نه تنها کاری درست نمیشه بلکه شما هم در اینده سرزنش خواهید شد
که یه زن غرغرو هستی ، که منو درک نمیکنی ، که فقط به فکر پولی، که مدام رابطمون رو با حساب کتاب و دو دو تا چارتا می سنجی ، برام ارزشی قائل نیستی و . . .
مطمئن باشین فداکاری شما و فشار کاری فعلی شما دیده نخواهد شد
هیچوقت به همسرتون دروغ نگین
چیزی رو ازش مخفی نکنین حتی به خاطر خودش
بذارین بفهمه وامی درکار نیست و شما دارین از اعتبار همسرتون پیش پدرزنش مایه میذارین !
اگه واقعا برای همسرتون مهمه که پدرتون رو وارد مشکلات مالیش نکنه ، شما هم یه همچین حقی ندارین !
خیلی خودتون رو درگیر ریز مسائل مالیش نکنین
ولش کنین بذارین پوست بندازه ، زندگی همینه
اما همیشه و در هر لحظه کنارش باشین و اون رو به همین زندگی سخت امیدوار کنین








علاقه مندی ها (Bookmarks)