[1- آیا می تونم امیدوار باشم که اون تغییر کنه ( یکی از جیزایی که منو نگه می داره اینه که من روش خیلی کار کردم و واقعا بهتر از قبل شده و نمی خوام نتیجه کارمو به یکی دیگه تقدیم کنم)
2- خسته شدم از شنیدن این جمله که تو اعتماد به نفس نداری، من خیلی آدم موفقیم هم تو زمینه کاری هم درس (شاگرد اول کارشناسی ارشد با معدل 19.08- بیشترین تعداد مقاله در همکلاسی ها، شاغل و ...)، و تا حالا بیشتر از 10 تا از دوستام بهم گفتن دوست پسرت خیلی خوبه و ... چون اون ظاهر خوبی داره واقعا حتی مامانم بعد از دیدنش گفت این تورو از چشم ما می اندازه
مشکل من اینه که موفقیت هام برام مهم نیستن و اصلا خوشالم نمی کنن، فکر می کنم وظیفم بوده نمی دونم شاید مازوخیسم دارم قدر زیبایی ظاهریمو نمی دونم، شاید تواضع بیش از حد باعث شده که ان جوری بشم
وقتی بچه بودم پدر مادرا منو می زدن تو سر بچه هاشون، و من به خاطر اینکه بچه های دیگه ازم بدشون نیاد خیلی خاکی رفتار می کردم به مرور زمان فکر می کنم این مساله باعث شد من کلا خودمو نبینم دیگه و همیشه اولویت اولو به دیگران بدم
اینارو گفتم چون فکر می کنم جزییاتیه که به حل مشکل کمک می کنه
یه بار دیگه می گم دوست من مشکلش تو زبونه و می ترسه از مسئولیت هر وقت هم که بهش گیر می دم سر این مسایل احساس می کنم خودمو ضعیف جلوه دادم
دلم نمی خواد بکارت دلیل ازدواجم باشه (به نظرم این ازدواج به طلاق منجر می شه-عاملی که باعث ازدواج می شه نباید بعد از ازدواج از بین بره بلکه باید تقویت بشه)، می خوام به خاطر شایستگی هایی که دارم منو انتخاب کنه
احساس می کنم یه ذهنیت دوقطبی پیدا کردم یه قطبی که همه چیو منفی می بینه و به همه شک داره و می شه گفت از مردم می ترسه و یه قطب که شدیدا خوش بین و مثبت نگره
در حال حاضر بین این دو قطب گیر کردم و دارم دیوونه می شم
چه کار کنم؟
[
شقايق جان ورود به يه رابطه نامتعارف آدمو تحت فشارهايي قرار ميده كه تو الان توش هستي.
بله شايد دوست شما خيلي آدم رك و .. و.. و.. باشه اما از بعضي جهات قابل اعتماد نيست.آدمهايي هستن كه در بعضي ابعاد خيلي بزرگن.. مهارت هاي ارتباطي نيرومندي با ديگران دارن وچشمگيرن .. وجذاب و خوش تيژ و خوش صحبتن و..اما مسئوليت پذير نيستن. خودخواهي شون مانع ازون ميشه كه شريك زندگي كسي محسوب بشن و اگر با كسي مثل حالاي شما همخونه بشن مرد زندگي نيستن.. دغدغه زندگي ان.
دوست من تعريف رابطه اي كه تو رو با اين آقا پيوند داده چيه؟
1. او نو تعريف كن و براش اسمي انتخاب كن.
در اين تعريف يا دونفر زن و شوهرن با تمام يا بخشي از اون وظايف
يا دوست ان.. دوستان غير همجنس و روابطشون در يه دايره تعريف شده
يا همدل و همسر و هم زبان و..
يا يه جورايي شريك تجاري و همكارن و..فكر ميكنن زن و شوهرن وو..
قسمت دوم:
بعد از تعيين نوع و نام اين رابطه از خودت بپرس آيا هموني هست كه ميخواستي؟
ديدي بعضي ادمها ميرن بازار با يه ليست بعد برميگردن در حاليه كه يه عالم خرت و پرت بنجل خريدن هيچي از چيزاي ضروري رو هم نخريدن كه هيچكلي هم ضرر كردن.. چون گير فروشنده هاي ناقلايي افتادن كه بلد بودن جنس خودشونو بهشون قالب كنن!مثال كوچك و ناقصي يه! ازدواج مثل خريد نيست اما واقعا از خودت پرسيدي تو زندگي چي مي خواستي و الان چي داري؟
قسمت سوم:
گاهي اون چه داريم نسبت به قبل بيشتر شده اما چي به خاطرش پرداختيم؟
سلامت مونو؟ زيبايي مونو؟ عشق مونو؟ بكارت روحمون؟( از جسم نميگم مسائل فردي و اجتماعي بخش جسمي بماند از روح مي گم كه ديرتر خوب ميشه و جاي بعضي از زخماش تا پايان عمر با فرد ميمونه.. دست كم كار آموزي در پزشكي قانوني تهران و خاطرات بد مراجعين كه به من اينو ياد داد!)
من اول رو دوچيز اين آقا انگشت ميذارم مسئوليت پذيري و قابل اعتماد بودن.مسئوليت پذيري در قبال تو يعني تو به عنوان يه حتي دوست در آينده كاري و شغلي ايشون مهم باشي و تو رو بعد از كار و مدرك پي اچ دي و .. و .. قرار نده!اگه قرار داد يعني رابطه شما يه رابطه ابزاريه.. يعني اصالت بود و نبود تو بعد از گرفتن دكترا و .. و.. و..
شرمنده ام.اما در اين حال : شقايق يعني چرخي كه زندگي دوستش بهتر بچرخه نه يك دوست كه اونو در تمام مراحل شريك خودش و زندگيش ميبينه. نميدونم شايد تمرين خاكي بودن تو بهت آموخته يادبگيري چيزي باشي كنار چيزهاي ديگه! اما عزيزمن ! تو يك چيز نيستي.. يه كسي و ارزشت از بسيار چيزها فراتره.. اگه دوستت اينو نميدونه( اونم با اين سطح تحصيلات) نگران كننده است !
مسئله بعد قابل اعتماد بودن. هم خودت و هم باقي دوستان منو به خاطر جسارت و صراحت و گستاخي كلامم ببخشن
در همه جاي دنيا مگه يكي دو نقطه محدود از دنيا زن و مرد وقتي در جسم و از روح به صورت متعارف قانوني يا حتي غير قانوني.. عشقي.. عرفي و .. شريك ميشن به طور ناگفته دارن بهم تعهد ميدن كه جسم و روح خودشونو باكسي ديگه شريك نشن.اين كه سير ساده اين حركت از پيوندهاي بدوي تا مراسم ازدواج امروزي در طول تاريخ بشر چي بوده يه حرف ديگه است. الان اين وجود داره و مقبوله و هنجاره.يعني چي كه ايشون بعد اين نوع زندگي كه شما ايجاد كردي هنوز در تو ايجاد اعتماد نميكنه؟
يعني چي كه شاگرد يه نفر به خودش اجازه ميده به سادگي تقاضايي رو در متن پيامك بهش براحتي پيشنهاد كنه؟يعني چي كه همه پسرا از اين كارا ميكنن؟ نه قربانت! من دوستان زيادي دارم كه آقا هستن و با سنين مختلف و شرايط متفاوت سرشون بكار خودشونه.كي گفته مرد بودن مساوي با پنهان و آشكار سراغ هر رابطه اي رفتن؟
تو ميگي ايشون ايده آل گرا هستن. چه خوب اين ايده آل گرايي يعني من مثل يه تست كننده مسابقات كيك و شيريني به حضور ..جنسيت.. ارتباط ..زيبايي.. افراد مختلف ناخنك بزنم تا بهترين طعمو پيداكنم و بعد بگم بله؟
ببين دوست من يه عيب آدمهاي كتابخونده اينه كه راحت تر از ديگران مي تونن رو اشتباهات سر پوش بذارن و براي خطاها اسامي مناسب و داراي بار منفي كم پيداكنن.
ترديدي نيست كه تو در روابط اجتماعي مهارت داري و توانايي اما درون تو هنوز ناتمام و شكننده و آسيب پذيره..وگرنه رابطه اي كه در تو چنين دوگانگي بزرگي ايجادكنه نمي پذيري.
من خواهش ميكنم براي اين رابطه حتما پيش مشاور بري.
دوست خوبم خودن كتاب ها بدون نتيجه گرفتن ازاونا فقط زنداني كردن اون كتابا در ذهنه.
در ضمن ماها نگفتيم كات كن.. گفتيم اين رابطه اگه قرار ه باشه بايد سالم باشه. رابطه روحي كه در اون يكي استثمار كنه يكي استثمار بشه اسمش دوستي نيست.. يه جورايي برده داري مدرنه.استثمار كردن گرفتن پول و هزينه فرد نيست .. گرفتن توان رشد .. آرامش .. شادي.. عشق حقيقي.. احساس تعالي و پيشرفت.. ميل به زيبا بودن و زيباتر شدن و.. يه عالم چيز ديگه است.. .من كه صاحب نظر نيستم اما اين رابطه در وهله اول بايد اصلاح بشه تا بعد ببيني شايسته تداوم هست يانه![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)