اس سی ای عزیز مرسی که جواب دادین .واقعا مرسی.اول جواب چرخ و فلک رو که زحمت کشیده و برام جواب دادم میدم بعد چند تا سوال از جناب اس سی آی دارم.چرخ و فلک راستش من هر جور کاری که بگی کردم.اما شوهرم قبل از ازداجمونم چاق بود من کمکش کردم حدود یه سال اول زندگی هیچ اضافه وزنی نداشته باشه و وزنش ثابت باشه اما بعد چون کارش عوض شد و ظهرها خونه نمیاد عملا مدت زیادی خونه نیست و من کنترلی روی خورد و خوراک این مدت طولانیش ندارم.بهش ناهار میدم میبره اما میدونم که بیشتر از اون میخوره من نمیگم چون من لاغرم اونم باید خودشو لاغر کنه فقط نگران سلامتیشم.غذاهای رژیمشم کامل میپزم اما وقتی سیر نمیشه خودش میره سر یخچال مثلا نون پنیرمیخوره این قدر تند غذا میخوره که منی که نصف اونم غذا نمیخورم ده دقیقه بعدش غذام تموم میشه.میدونی تا خودش نخواد من که نمیتونم دستاشو ببندم یا مدام مواظب خورد و خوراکش باشم من میخام یهجوری بشه که خودش بخواد.
اما جناب اس سی ای حدس شما کاملا درست بود شوهرم خیلی تند غذا میخوره و وقتی استرسم داره بیشتر میشه خودمم متوجه شدم که فقط دکتر تغذیه کافی نیست و باید از روانشناس کمک بگیرم اما نمیدونم چه جور باید مطرحش کنم که قبول کنه و حقیقتش روانشناسیم که تو این زمینه تخصص داشته باشه سراغ ندارم.البته شوهرم آدم منطقیه و اگه درست مطرح کنم قبول میکنه اما نمیدونم راهش چیه؟
توصیه های دیگه تونم خیلی عالی ود اما شوهرم عاشقه برنجه(بزرگترین عامل اضافه وزنشم همینه) و علاقه ای به غذاهای نونی یا بدون نون نداره اما سعی میکنم رفته رفته مقدار برنجشو کم کنم.اگه در مورد سوالم راهنماییم کنید خیلی ممنون میشم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)