پی نوشتی بر گفتار نخست چارچوبه حقوق ما :
به نظرم واژه حقوق به لحاظ ترمینولوژی نیاز به تشریح نداشته باشه چه اینکه جمع کلمه "حق" بوده و مفهومی است که در طول تاریخ بیش از هر واژه دیگری به آن پرداخته شده و الحق که به همان نسبت ضایع شده و به اصطلاح حقش ادا نشده .
شما اگر در یک مسابقه ای مثل طناب کشی شرکت کنید تا وقتی اون خط وسط رو نکشیده و مشخص نکرده باشید هر کدام از طرفین می تونند ادعا کنند برنده مسابقه هستن .
شناخت " حقوق ما .." علت العلل فروکش اختلافات و دعواها و پیشبرنده ما در نیل به اهدافی است که انتظارش رو از دیگران داریم .
هر حقـي دو طرف داره ؛ يكي صاحب حق و ديگري مورد حق . زمام و اختيار حق بدست صاحب حق است يعني اگر او گذشت كرد ؛ ساقط ميشود وگر نه ساقط نميشود.
مهم ترين خصوصيت حق اونه كه امري لازم است وموكول به عنايت ولطف ديگران نيست ؛ به ايـن معني كه رعايت حق صاحب حـق يك وظيفه اسـت ؛ كه قانون گزار يا شارع بواسطه جعل حق براي صاحب آن ؛ آنرا به عهده ديگران مي گذارد .
امام عليه السلام در اول رساله اینگونه می فرمایند :
" إعلم رحمك الله أن لله عليك حقوقا محيطة لك فى كل حركة تحركتها او سكنة سكنتها او منزلة نزلتها او جارحة قلبتها و آلة تصرفت بها بعضها اكبر من بعض "
ترجمه : بدان خداوند ترا رحمت كند كه خداي را بر ذمه تو حقوقي است كـه محيط و مسلط بر تو ميباشد در هرحركت و سكوني كه از تو سـر ميزند يا هر جا كه منزل مي كني يا هر كدام از اعضاي بدنت را كه مورد استفاده قرار ميـدهي يا از هر وسيله كـه استفاده ميكني كه بعضي از اين حقوق بزرگتر از بعض ديگر است .
و حقیقتا من هر چه فکر میکنم و نیک می نگرم هر کس این اصل رو حفظ کرد و حقوق الهی رو رعایت کرد دیگر انجام دادنیها رو انجام میده و رستگار .
ای خدای پاک و بی انباز و یار
دست گیر و جرم ما را درگذار
یاد ده ما را سخنهای رقیق
که تو را آن خوش بیاید ای رفیق
گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن
مصلحی تو ای تو سلطان سخن
کیمیا داری که تبدیلش کنی
گر چه جوی خون بود نیلش کنی
من انتظار دارم دوستان در این راه همراه بشن و ضمن احتراز از طعنه ها و سوء ظن ها و ... با جوشش ستودنی خودشون بتونن بطور شفاف مسایل این حوزه رو در چارچوب تالار مطرح کنند و همگی را بهره مند .
ان شاء الله بتونیم بحثهای اصلی رو پی بگیریم .







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)