RE: از ادامه ی رابطه می ترسم

نوشته اصلی توسط
فرهنگ 27
دختر جان مگه حتمن باید با این پسر ازدواج کنی که نگران سرد شدن هستی؟پست اورکنسولت جدی بگیر.هیچ پسری
نمیاد بهت بگه دریام من به این قصد می خوام باهات دوست بشم.همیشه چیزی می گن که اعتماد دختر جلب بشه.
در صورتی که نه دانشگاه نه محیط کار ..هیج همدیگرو جا نمی بینیم که حتی رابطمون رو شناختی و سالم نگه داریم
برای شناختن دیدن لازمه و دیدن تو 5 سال شیطنت همراه داره.
ممنون از راهنماییتون یه سوال داشنم اگر ممکنه راهنمایی کنید. ایشون به خانوادشون گفتن با وجود مخالفت من و پدرشون هم اومدن راجع به من تحقیق و به خاطر اینکه نتونستن اطلاعات کافی در مورد من بدست بیارن و با توجه به این که خیلی هم خانواده ی مذهبی هستن ..نگران این شدن که منن پسرشون رو سر کار گداشتم :( و ادرس رو از طریق پسرشون که من دادم گرفتن و اومدن گفتن خانواده ها به هم نمی خورن :( و یابد این دو نفر رابطشون رو قطع کنن
اما خودش با پدرش سر این کارشون که قرار بود انجام نشه تا ۴ سال دیگه (چون به من قول داد که انجام نشه تا ۴ سال دیگه ) قهر کرده و نتونسنه متقاعدشون کنه که راجع من اشتباه قضاوت شده:(
تمام مدت دوستی منو مجبور می کرد به خانوادم بگم تما من قبول نمی کردم چون می تریسدم مخالفت کنن:(
حالا هم که خانواده ها فهمیدن مخالفن میگن خانوا هامون به هم نمی خورن
اما این اقا میگه من برای ازدواج اجازه ی پدرم رو نمی خوام..و نمی زارم اونا برای من تصمیم بگیرن مهم این که ما با هم تفاهم داریم
سوال من این که چون خانواده مخالفه ازدواج ما باید جدا شیم؟:( و من نیاید دیگه به اینکه بدون اجاره ی پدرشون یه این ازدواج فکر کنم؟
لیک چون باید این دم گذرد,
پس اگر می گریم
گریه ام بی ثمر است.
و اگر می خندم
خنده ام بیهوده است.
علاقه مندی ها (Bookmarks)