سلام جناب Sci
بالاخره بهم سرزدین؟
من نشستم ببینم واکنش شوهرم چیه، تو این فرصت دارم سعی میکنم وابستگیمو بهش به حداقل برسونم، روزهای سختی رو گذروندم
درد کشیدم مثل یه معتاد که در حال ترک هست
منم دارم ترکش میکنم، به سختی ، ولی هرچی میگذره زندگی بدون شوهرم برام راحتتر میشه و الآن میتونم بگم 50% وابستگیم بهش از بین رفته
مرور خاطرات، مرور کم کاریها و بی مسئولیتیهاش و کارهایی که کرده و تو ذوقم زده همه داره به فراموش کردنش کمک میکنه
دارم سعی میکنم به جایی برسم که اگه و اگه و اگه به زندگیم برگشتم ، محکم پای خواسته هام وایسم
دیگه نمیخوام با عشق از خواسته هام بگذرم و با بی رحمی روی خواسته هاش و مخصوصا خواسته های بی منطقش وایسته و بهم فشار بیاره
دیگه بریدم
میرم سرکار و میرم خونه بابام و میگیم و میخندیم و سعی میکنن کاملا حمایتم کنن، از هر لحاظ
منم دارم سعی میکنم خطاهای اخلاقی که از روی عشق مرتکب شده بودمو درست کنم
برنامه خاص دیگه ای ندارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)