اون فقط یه موردش بود
کارش، ماشینش، بازیش و همه چیزش. به من ترجیح میداد
درمورد روابطه هم همونچوری که گفتید من عمل میکردم اما ناز و کرشمه هام خریدار نداشت واسه همین از اولم خواستم که در این موردم راهنماییم کنید

اامشب ساعت 10 به بعد قراره همو ببینیم دعا کنید واسم

قرار خونه همسایمونه من میخوام تنها برم اما اگه مامان اون اومد چی؟ من که حاضر نیستم در حضور مامانش صحبتی کنم چون بدم میاد ازش

کاش یکی بود باهاش حرف بزنم دلم شور میزنه تا ساعت 10
چی میشه
خدایااااااا کمکم کن آرامش بده