به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Threaded View

  1. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 مهر 92 [ 08:33]
    تاریخ عضویت
    1390-7-29
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    1,676
    سطح
    23
    Points: 1,676, Level: 23
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 40 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: رابطه عاشقو معشوقي شوهر و خواهر شوهر

    نقل قول نوشته اصلی توسط گفتگوی بیتا
    سلام هما جون
    میدونم سخته و ناراحت می شی اگه می خوای خودت اذیت نشی
    خودت رو بزن به بی خیالی سخته ولی این کار خیلی نتیجه میده بی تفاوت که باشی شوهرت سعی میکنه کمتر باهاش در ارتباط باشه هر چی فکر های منفی کنی بد تره
    موفق و خوشبخت و شاد باشی
    من اين راه رو امتحان كردم. يعني اون اوايل به روي خودم نمياوردم اما متوجه شدم كه اصولاً اون اين رفتارها را چه من تو جمعشون باشم چه نباشم داره و به طور كلي نسبت به من بي تفاوت هست و عملاً بي تفاوتي هيچ كمكي به حل اين مشكل نكرد تازه شوهر اون رو هم ميبينم كه چقدر بيخياله و با خودم ميگم اگر من هم بيخيال باشم، اوضاع همين طور پيش ميره. من فكر نكنم كه كارشون به جاهاي باريك بكشه اما خب درهمين حد هم منو اذيت ميكنه. مثلاً يك روز شوهرم از حموم اومد بيرون و لباس نپوشيد ولي شلوار داشت. خواهرش حياط بود و من با شوهرش تو اتاق. من چون ميدونستم كه حتماً ميره تو حياط پيش خواهرش، بهش گفتم كه هوا سرده و لباس بپوش اما اون جلو شوهرخواهرش با لحن بدي به من گفت كه به تو ربطي نداره. آها يه چيزه ديگه كه خيلي برام مهمه و يادم رفت بگم اينكه شوهرم تا خواهرش رو ميبينه، رفتاراش با من خيلي بد ميشه و مدام با لحن تند با من صحبت ميكنه. دستشويي خونه مادرشوهرم تو حياطشون هست يك شب اين خواهره كه ميخواست بره دستشويي جلوي اين همه آدم يعني خواهراش و شوهراشون به وهر من گفت ميايي با من بري دستشويي من تنها ميترسم درصورتي كه اون يه عمر همونجا بزرگ شده و عادت داشته! من هم ذل زدم به شوهرم و اون هم گفت كه نه حوصله ندارم. و حتي چون دستشويي آنها طوري هست كه درش كاملاً بسته نميشه يه بار عصري خواهر شوهرم رفت دستشويي و ديدم كه شوهرم داره خيره به درب دستشويي نگاه ميكنه. اين شد كه ديگه استراتژي بي تفاوتي رو كنارگذاشتم و مستقيما به شوهرم گفتم و با هم حرفمون هم شد اما با اينحال خداروشكر شوهرم الان يه كم بهتر شده يا لااقل جلو من ديگه اين رفتاراش كمتر شده ولي همونطوري كه گفتم هنوز هم تا چشمش به اين خواهرش ميوفته يواش يواش يادش ميره. من در حال حاضر رابطه ام با اين خواهره در حد صفر هست. ازش متنفر نيستم اصولاً از هيچ كس متنفر نيستم چون فكر ميكنم هيچ آدمي ارزش اينكه قلبت رو به خاطرش تيره و تار كني رو نداره ولي دوستم ندارم حتي يك بار ديگه هم ببينمش. همون طور كه گفتم چندتايي حرف توهين آميز هم قبلاً به من زده بود كه ابداً بابتش ناراحت نيستم چون يقين دارم كه سطح سواد و فرهنگ و شعورش دراين حده و بيشتر از اين از اون انتظار نميره و اگر طوري ديگه اي حرف ميزد عجيب بود. خلاصش كنم چطور ميشه با يك آدم سراسر عقده و به شدت تازه به دوران رسيده رفتار كرد درصورتي كه سطح سواد و فرهنگ من خيلي بيشتر از اون هست و البته غير از بي تفاوتي. رفتار حال حاضر من مثل خود اون بي اعتنايي و فقط سلام و خداحافظ هستش.

    ممنون

  2. 2 کاربر از پست مفید هما11 تشکرکرده اند .

    هما11 (سه شنبه 29 آذر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.