RE: دوگانگی شخصیت، واقعا کارام اشتباه بوده ؟ تعیین چارچوب خاص برای اعمال و رفتارهای من
سلام
مهمترین چیزی که توی سوال شما من را جذب کرد این بود که این آقا پسر محترم چه جوری تونسته با شما دوست بشه ؟
سوالم عجیبه ؟
خوب فرض کنید من محدودیت هایی برای خودم در ارتباط با جنس مقابل قائلم، من حاضر نیستم به جز در مورد ضرورت با جنس مقابل صحبت کنم، هر جا احساس کنم طرف داره سعی می کنه به من نزدیک شه با برخوردی "چکشی " هر گونه امکان ادامه ارتباط را از بین می برم. حالا این که من انتظار داشته باشم همسرم هم مثل خودم باشه چیز عجیبی نیست.
جالا این آقا پسر گل گلاب تونسته برای خودش استثنا قائل بشه و خودش را به این دوستی راضی کنه و البته با خبر کردن اطرافیان خواسته که از نظر شرعی خودش را قانع کنه که کار اشتباهی نمی کنه اما خوب این استثنا قائل شدن واسه من که قابل فهم نیست.
دوست عزیزی معتقد بودند که در ازدواج هایی که با دوستی قبلی شکل می گیرند، بدبینی و عدم اعتماد به دنبالش میاد. این آقا پسر، این دختر خانم از خودشان می پرسند اگه تونست با من دوست بشه، اگه محدودیتی نداشت که با من دوست بشه چرا محدودیتی داشته باشه که با بقیه دوست بشه ؟ چرا من باید خاص باشم ؟ اگه یه نفر بهتر از من پیدا بشه با اون دوست نمی شه ؟
قسمت دوم قضیه این عذاب وجدانی است که شما باهاش سردر گریبانی.
این یکی را خوب می شناسم، دوست عزیزی داشتم که قبل از دانشگاه نگاهش به نامحرم نیافتاده بود اما در دوران دانشگاه و فعالیت های دانشجویی کم کم روابطش را بازتر کرد و در محدوده ی زمانی ای با دختر خانم ها راحت تر بود. این راحت تر بودن البته صرفا به روابط عادی دانشگاهی محدود می شد.
اما این دوست من بعد از مدتی به این نتیجه رسید که اشتباه کرده و دوباره تمام ارتباطات را قطع کرد و به رفتار قبلی برگشت. پس از ازدواج همسر او انتظاری که از او داشت این بود که پسری باشد که در عمرش با دخترها صحبت نکرده باشد الا به ضرورت! خوب رفتار حال حاضر او همین بود اما امان از روزی که چند عکس زمان دانشگاه او پیدا شد ... خیلی چیزها فرو ریخت!
منظور این که با دوگانگی نمیشه زندگی کرد، اول این که باید بفهمید از زندگی تون چی می خواین ؟ جواب هاتون برای سوالات اساس زندگی چیه؟ و خودتان را بشناسید و خودتان باشید.
مؤمن شوخ و شنگ است و منافق اخمو و عصبانى (پیامبر اکرم ص )
علاقه مندی ها (Bookmarks)