داري كلي به اين قضيه نگاه مي كني و هنوز جزييات و در نظر نگرفتي . يك كم ريز تر به قضيه نگاه كن براي يك مدت اون و در غالب شوهر خودت ببين .ببين مي توني باهاش راحت باشي ببين ناراحت نمي شي اگه بر فرض مثال از كلمات عامي زشت استفاده كنه ببين نارحت نمي شه اگه جلوي هم دانشگاهيات يا .... رفتارهاي از خودش نشون بده ببين ناراحت نمي شي كه توي خونه به شكل خودش رفتار كنه حرف بزنه غذا بخوره . ببين طرز فكراتون به هم مي خوره با هم توافق داريد . ببين بر فرض مثال مي توني جلوي جمع رفتاراشو تحمل كني و يا نه خجالت زده مي شوي و ناراحت و احساس بدي بهت دست مي ده
من نمي گم كه ممكنه ايشون اينقدر بد باشه و اينقدر پايين باشه ولي ممكنه با شما كه تا اين درجه از تحصيلات رسيده ايد خيلي فرق داشته باشند . مطمئنا رفتارهاي شما دو نفر با هم فرق مي كنه و در حد هم نيستند ولي اينكه ايا شما او را دوست داريد و رفتارهايش را هم دوست داريد و تحمل مي كنيد ؟ و يا اينكه او يك ديپلمه در حد بالاتر مي باشد و خيلي بالاتر از خودش رفتار مي كنه كه نياز به اين سخت گيري ها نيست . بايد ريز بشي توي رفتارهاي خودت و اون . خيلي ها هستند كه از اين جور مسائل رنج مي برند و ارزو مي كنند كه شوهرشون پيش همكارنشان سوتي ندهند و اصلا گاهي نمي خواهند كه با انها به جايي بروند
در ضمن يك سوال
شما از روي ترحم است كه به فكر ايشان افتاده ايد و ميخواهيد به ايشان تقاضاي ازدوج دهيد يا از روي دوست داشتن ؟ چون تو صحبتهاتون گفتيد كه از انجايي كه خيلي به شما كمك كرده و باعث پيشرفتتان شده و عاشق شما هست مي خواهيد بهشون پيشنهاد بدهيد . ايا شما هم او را دوست داريد ؟ يا فقط به صرف او به اين فكر افتاده ايد








علاقه مندی ها (Bookmarks)