در جواب شما بگم به نظرم چیز زیادی از بهترین سالهای عمرم نمونده که بخوام از بین ببرمش.
بعدشم نوشته بودم که من تنها کسی نیستم که وابسته شده به این شخص. مطمئنم و دیدم بعضی از دوستاشم شدیدا بهش وابسته شدن. اونا که دیگه مشکل منو ندارن. البته تاثیر داشت مشکل ظاهریم و تنهاییم ولی سهم کوچکی داشت. علت اصلیش تو همون شخص بود.
همینجوریشم ماهی 1 بار میبینمش و باهاش هستم.
حالا بعد 10 ترم اگه مدرک معادل کاردانی بگیرمو ترک تحصیل کنم برم سربازی چطوره؟
هنوز روزنه های امیدی هست.
اعتقاد دارم روزهای خوشی در پس این سالها هستش. اگر چه اوضاع در ظاهر داره بدتر هم میشه. به نظرتون یه خیاله فقط؟ یا بالاخره میرسه اون روزا؟ به نظرتون لیاقتشو دارم؟ یا تنبلی کردم؟
خیلی خستم








علاقه مندی ها (Bookmarks)