دوست من،نوشته اصلی توسط 1nafar
در طول زندگی برای همه ما اتفاقات ناگواری می افتد،
شما درگیر یک سانحه شدی،
یکی پدر مادرش رو در بچگی از دست می دهد،
یکی دچار معلولیت است (کلیک کن)،
یکی گرفتار یک ازدواج اشتباه می شود،
و ...
البته درست است که این رنجها یکسان نیستند، ولی همه به نوعی در طول عمرشون امتحان می شوند و باید راهی برای مقابله با مشکلات پیدا کنند.
زندگی همراه است و این مشکلات. به قول یکی از هم تالاری ها:
تا سنگ بر سر راه رودخانه نباشد، هرگز صدای رودخانه دلنشین نیست...!
شما از طرفی می گویی با ظاهرت مشکلی نداری.
از طرفی می گویی
ببین دوست من، شما باید بپذیری که این اتفاق در زندگی شما افتاده. و حتی در این راه از مشاور و روانشناس کمک بگیری.راستش من 7 سال منتظرش بودم و بازم هستم چون مگه من چه گناهی کرده بودم که اون بلا باید سرم میومد؟
هر روز صبح که بیدار میشدم تو آینه خودمو میدیدم و چجوری میتونستم انگیزه برای درس خوندن داشته باشم؟
اجازه دارم یک انتقاد ازت بکنم؟!
احساس می کنم شما این اتفاق رو بهانه کردی و شاید حتی به نوعی به خودت تلقین می کنی که من چون ظاهرم اینطوری شده، دیگر نمی توانم موفق بشوم. شما می گویی که این بلا سرم آمده و بهترین سالهای زندگیم تباه شده. من عمرم از دست رفته، من دیگر خسته شدم، حالا که صورتم اینطوری شده، چطور باید درس بخوانم؟
امیدوارم از این انتقاد برادرانه ی من ناراحت نشوی.
درست است که من به شما حق می دهم این اتفاق تا حدودی زندگی شما رو تحت تاثیر قرار بدهد، ولی یکروز باید به خودت بیایی. باید بگویی خب، این اتفاق افتاد که افتاد. تلخ است. ولی من که نمی توانم یک عمر بنشینم و دست رو دست بگذارم و غصه بخورم که چرا اینطوری شد؟!
یکی از فامیل های دور ما یک پسری داشتند. بچه که بودیم، خونه شون آتش سوزی شد و بدن این پسر و قسمت هایی از صورتش سوخت. یادم هست که حتی گوشش از بین رفته بود. عمل هم زیاد کردند، ولی دیگر کاری نمی شد کرد. البته من با او در ارتباط نبودم و نمی دانم در طول زندگیش چطور با این مسئله کنار آمد. ولی چند وقت پیش شنیدم که یا یک خانم دکتر ازدواج کرده! و فهمیدم که توانایی های زیادی داشته و نگذاشته این اتفاق تلخ بقیه ی زندگیش رو تباه کند. با این مسئله کنار آمده. و حالا هم توانسته با یک خانم دکتر ازدواج کند.
به قول سعدی:
تن آدمی شریفست به جان آدمیت ... نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشمست و دهان و گوش و بینی ... چه میان نقش دیوار و میان آدمیت؟!
و البته که امیدوارم که با مراجعه به پزشک ظاهرت هم خیلی خیلی بهتر بشود. حتماً به این مسئله هم اهمیت بده. وقتی می شود رنجی رو برطرف کرد، تحملش اشتباه است! حداقل تلاش کن.
ولی جدا از مسئله ی ظاهری، خیلی خیلی باید روی خودت کار کنی! خودت رو دریاب.
چیزی که در دیگران دنبالش می گردی، در خودت هست! پیدایش کن.
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد *** وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
موفق باشی دوست عزیز.








علاقه مندی ها (Bookmarks)