قرار بود یه لیست از افکار آزار دهنده تهیه کنم ، بعد پارش کنم و بریزم تو سطل زباله ، خوب من هنوز این کار را انجام ندادم ولی حتما انجام میدم
بعد قرار بود یه لیست از خوبی های همسرم تهیه و عنوان کنم ، این کار را هم انجام ندادم
البته وقتی میخوام در مقابل شما(با اینکه هیچ کدومتون رو نمیشناسم) از خوبی هاش بگم احساس میکنم باید از همسرم طرف داری کنم و شاید دوست دارم بگم خیلی هم همسر خوبیه اصلا بهترین همسر دنیاست !! باورتون میشه!!
ما با اینکه خیلی سختی کشیدیم ولی هیچ وقت پیش هیچ کس حرفی نزدیم حتی وقتی مادرم بعد از ازدواج نظر من رو در مورد همسرم پرسید کلی از خوبیاش گفتم، منظورم اینه که حتی مادرم رو هم در جریان وضع خصوصی زندگیم قرار ندادم . بار ها تصمیم گرفتم برم مشاوره ولی میدونم اگه برم نمی تونم حق مطلب رو بگم و اونجا هم از همسرم طرف داری میکنم تنها و تنها به یک دلیل چون دختر خیلی خوبیه و این ربطی به دوست نداشتن من نداره. و تنها جایی که میتونم راحت حرفم رو بگم همین جاست .
اون حرف نازنین 1 که گفت "اصلا دلیل اینکه شما همسرتون رو دوست ندارید ممکنه اصلا به ظاهرش برنگرده
یعنی زیباترین و خوش اندام ترین زن هم براتون می گرفتن که انتخاب مادرتون بود شما بازهم همین مشکل رو داشتید" من رو تکون داد و الان شده مشغله فکریم !! دارم با خودم کلنجار میرم ببینم حق با نازنین یا نه؟!! بعید میدونم
و در مورد حرف بهار 66 "احیانا این جا نیومدی که یکی بهت بگه طلاقش بده..." میگم نه اومدم کمک کنید زندگیم رو از دست ندم و اگر نه میرفتم دادگاه خانواده نه اینجا
در مورد"برادر جان چرا واضح نمیگی دلخوریت چیه؟از چیه این قضیه ناراحتی؟راحت بگو." تو صفحه اول با کوچکترین جزئیات زندگیم رو توضیح دادم یعنی مجاب نیستید با شرایطی که گفتم دچار مشکل بشم؟!!
من آدم عجیبی نیستم یه آدم معمولی ام مثل همه شما و یه زندگی معمولی داشتم اگه الان توضیحاتم کمی عجیبه صرف اینه که همه چی غیر معمولیه
وقتی شرح حالم رو مینویسم این آدمک های سمت راست به همه چی میاد غیر از حرفهام.
باشه چشم من اون لیست ها رو تهیه میکنم و سعی میکنم امیدوار باشم امیدوارم.[size=large]








علاقه مندی ها (Bookmarks)