سلام بهار جان
خواستم بهت بگم منم اولین بار که شوهرم رو تنها گذاشتم و رفتم مسافرت با عکس العمل عجیب و مشابه شوهر شما مواجه شدم. با این تفاوت که به محض رسیدن من به مقصد عکس العملش شروع شد. جواب تلفن نمیداد و ...!
منم پاک گیج شده بودم و نمی دونستم چه اتفاقی افتاده!![]()
حال و روزت رو درک می کنم.
وقتی برگشتم بعد از کلی مشاجره فهمیدم که رفتار همسرم از دلتنگیش بوده، خودش هم فهمیده بود کارش بچه گانه است. نمی تونست تصور کنه در حالی که خودش تنهاست من دور از او خوش باشم! خوشبختانه خودش اعتراف کرد و قضیه حل شد. اما این ترس همیشه در وجودم هست که اگر بار دیگه مجبور بشم تنهایی برم جایی و تنهاش بزارم، دنیا رو رو سرم خراب می کنه! هر چند خودش میگه دیگه اون اتفاق نمی افته ولی من مار گزیده شده ام!! جالبه که همسر من هم گاهی مجبوره بره مسافرت و من رو تنها می زاره!
منم با نظر دوستان موافقم. همسر شما زیادی به شما وابسته است و بدون شما خیلی بهش سخت گذشته.
به نظرم اگه در فضای آرام باهاش در این باره حرف بزنین، خودش اعتراف می کنه!
ولی کلا نمی دونم چطور میشه از این رفتارا پیش گیری کرد!
شاد باشی








. اما این ترس همیشه در وجودم هست که اگر بار دیگه مجبور بشم تنهایی برم جایی و تنهاش بزارم، دنیا رو رو سرم خراب می کنه! هر چند خودش میگه دیگه اون اتفاق نمی افته ولی من مار گزیده شده ام!! جالبه که همسر من هم گاهی مجبوره بره مسافرت و من رو تنها می زاره!

علاقه مندی ها (Bookmarks)