آقای a.samimi من به نسبت دوستان بزرگ همدردی خیلی بی تجربه تر و کوچکتر از اونم که نظر تخصصی بدم و برای هرکسی هم که نظر دادم صرفا تجربیات خودم رو گفتم،کاری که الان هم میخوام برای شما بکنم...
من مدتها اضافه وزن داشتم و انگیزه ای برای لاغر شدن نداشتم. تا زمانی که تصادفا مریض شدم و کمی لاغر.بخاطر دور بودن نامزدم چیزی از بیمار شدنم بهش نگفتم. وقتی دوباره منو دید گفتم رژیم گرفتماون طفلی ام باور کرد. من وقتی ذوقش رو دیدم و فهمیدم مدت ها بوده دوست داشته من لاغر کنم اما چون می خواسته ناراحت نشم نگفته، کلی انگیزه گرفتم و چسبیدم به باشگاه و رژیم. الان با هر تغییر من هم اون ذوق میزنه هم وقتی ذوقش رو نشون میده من انرژی میگیرم و اون از انرژی من....خلاصه این سیکل مثبت ادامه پیدا می کنه(البته اگه دعواها و برخورد ها بذاره
) خانوم ها اگر از راه درست،نه خدای نکرده با تحقیر و خرد شدن شخصیتشون، بهشون انگیزه داده بشه می تونن تغییرات اساسی در ظاهرشون ایجاد کنن. بعدشم اینکه شما یه مشکلی دارید (مثل من) که قبل از ازدواج یه کمی زیادی برای خودتون موضوع رو پیچیده و خاص کردید،شاید کمی ایده آل گرا باشید که متاسفانه باعث میشه هیچ وقت از زندگیتون لذت نبرید و قدر داشته هاتون رو ندونید. باور کنید زندگی همین باهم بودن شما و همسر معصوم و پاکتونه.ظاهر براتون مهمه؟این اصلا عیب نیست.از منِ زن بشنوید و باور کنید که 95% چیزی که از خانوم های زیباروی دور و برتون می بینید بواسطه ی آرایش و پیرایش به وجود اومده.نمی گم بده ها،نه،زن باید خودش رو برای همسرش زیبا کنه اما به همسرتون مهلت بدید یاد بگیره.براش هدیه های مرتبط بگیرید اما حواستون به شخصیتش باشه.تغییراتش رو ببینید و تشویقش کنید اما یادتون باشه بهش بگید روحش هم براتون مهمه( مثلا بگید تو اخلاقت که بی نظیر بود الان مثلا با این رنگ مو و تغییر ظاهر شدی خود خود فرشته--حرفی که نامزدم با هر کیلو لاغری به من می گفت و من کلی شوخی می کردم باهاش و می خندیدیم
)
و یه تبریک اساسی بهتون میگم بخاطر عدالتتون که پذیرفتید خانوادتون مقصر بودن و تلاشی که دارید می کنید برای زندگیتون،شما و همسرتون به حق لایق بهترین ها هستید پس براش بجنگید و به دستش بیارید.
زیبایی و بزرگواری همسرتون رو خواهید پذیرفت وقتی چرخی در تالار بزنید، زنایی هستن که خیانت می کنن، یا مثل منِ نوعی کم طاقت و پرتوقع اند. من اگر ذره ای از برخوردهای شما با همسرتون رو میدیدم لحظه ای کنارش نمی موندم. همسرتون حقیقتا یک زن بزرگوار و نمونه است. قدر عشقش رو بدونید. خوش باشید.







اون طفلی ام باور کرد. من وقتی ذوقش رو دیدم و فهمیدم مدت ها بوده دوست داشته من لاغر کنم اما چون می خواسته ناراحت نشم نگفته، کلی انگیزه گرفتم و چسبیدم به باشگاه و رژیم. الان با هر تغییر من هم اون ذوق میزنه هم وقتی ذوقش رو نشون میده من انرژی میگیرم و اون از انرژی من....خلاصه این سیکل مثبت ادامه پیدا می کنه(البته اگه دعواها و برخورد ها بذاره
) خانوم ها اگر از راه درست،نه خدای نکرده با تحقیر و خرد شدن شخصیتشون، بهشون انگیزه داده بشه می تونن تغییرات اساسی در ظاهرشون ایجاد کنن. بعدشم اینکه شما یه مشکلی دارید (مثل من) که قبل از ازدواج یه کمی زیادی برای خودتون موضوع رو پیچیده و خاص کردید،شاید کمی ایده آل گرا باشید که متاسفانه باعث میشه هیچ وقت از زندگیتون لذت نبرید و قدر داشته هاتون رو ندونید. باور کنید زندگی همین باهم بودن شما و همسر معصوم و پاکتونه.ظاهر براتون مهمه؟این اصلا عیب نیست.از منِ زن بشنوید و باور کنید که 95% چیزی که از خانوم های زیباروی دور و برتون می بینید بواسطه ی آرایش و پیرایش به وجود اومده.نمی گم بده ها،نه،زن باید خودش رو برای همسرش زیبا کنه اما به همسرتون مهلت بدید یاد بگیره.براش هدیه های مرتبط بگیرید اما حواستون به شخصیتش باشه.تغییراتش رو ببینید و تشویقش کنید اما یادتون باشه بهش بگید روحش هم براتون مهمه( مثلا بگید تو اخلاقت که بی نظیر بود الان مثلا با این رنگ مو و تغییر ظاهر شدی خود خود فرشته--حرفی که نامزدم با هر کیلو لاغری به من می گفت و من کلی شوخی می کردم باهاش و می خندیدیم

علاقه مندی ها (Bookmarks)