بنظر من ازدواج با کسی که بهش هیچ حسی نداری صد در صد درست نیست
اما آشنایی و صحبت کردن برای آشنایی و شناخت با کسی که بهش حسی نداری ایرادی نداره، در جریان شناخت قرار نیست بهم علاقه مند بشید اما شاید در خلال همین آشنایی ها و صحبت ها یه نفر پیدا شد که اخلاقش کاملا به دلت نشست! بدلیل اینکه اون شناخت قبلی که تو ازش داشتی با اون شناخت بعدی که ازش بدست میاری ممکنه خیلی فرق کنه! میگی اخلاق برام مهمه ، توی فاکتورهات ظاهر ندیدم باشه. خوب اخلاق آدمارو نمیشه براحتی با چند بار رفت و آمد و اینا کاملا شناخت. جلسه خواستگاریم برای همینه.
کلا نه فقط درمورد ازدواج توی خیلی از موارد دیگه هم ما اکثرا همینطوریم. حتی توی دوستی ها توی روابطمون با همکارا.
مثلا خود من زمان دانشجوییم از بعضی از همکلاسیهام اصلا خوشم نمیومد با اینکه شاید در حد یه سلام و احوالپرسی بیشتر نمیشناختمشون اما وقتی بیشتر با هم در ارتباط بودیم یا مثلا برای یه پروژه بیشتر باهاشون یا به نوع ارتباطشون و رفتار و گفتارشون با بچه های دیگه دقت میکردم میدیدم چقدر فرق داره با اون چیزی که من دربارش فکرمیکردم و کلا حسم نسبت بهش عوض میشد.
بهرحال سعی کن حداقل یه جلسه باهاشون حرف بزنی ببینی اصلا تو چه فاز و موودی هستن. اگه دیدی خیلی با اونچه که تو ذهنته فاصله داره خوب کلا بیخیالش شو اما اگه دیدی نزدیکه سعی کن بیشتر بشناسیش.








علاقه مندی ها (Bookmarks)