سلام
مشکلی که مطرح میشه مربوط به خواهرمه که قبلا هم مطرح شد اما الان مفصلا توضیح می دم از دوستان و اقای سنگ تراشان خواهش می کنم نظرات و پیشنهاد خودشونو بدن مرسی ....

و اما مشکل ...

ابجی بنده دختری 25 ساله هستن که مدت دو ساله که در دانشگاه با یکی از هم دانشگاهی یاش اشنا شد که این اقا پسر با خانواده به خواستگار ی اومدن چون یه شهر دیگه ای بودن بابا مخافت کردن و راضی به این وصلت نبود و چون ابجیم خودش هم تردید داشت خیلی اصرا ر نکردن اما رابطه ی این دو از طریق تلفن برقرار بود و خانواده ها هم در جریان بودن و به غیر همان زمانی که در دانشگاه بودند حضوری رابطه نداشتن چون خواهر من فارغ التحصیل شده بودن در این مدت اما او الان تازه ترم اخرشه در حالی که بایدپارسال درسشو تمام کرده باشه و علتش هم به خاطر مشکلی بود که داره

و اما مشکل پسره ....

بنا به گفتهی خودش فردی افسرده هست و خواهرم هم در این مدت پی به این موضوع برده البته در برخی اوقات اینجوری یه تا به حال به فکر خودکشی هم افتاده فردی پوچ گراست و بسیار متفکر و فیلسوف ماب اما در فعالیتهای اقتصادی بسیار کوشاست و عاشق طبیعت و با توجه به اینکه یکی از علائم افسردگی منزوی و گوشه گیر بودنه اما اما او اینطور نیستن
مهربان و با حوصله است اما خواهر به او شک داره و میگه فکر کنم اسکیزوفرنی داره با توجه به علائم که در او می بینه....................ادامه داره لطفا تا اخر بخونین