اولا ببخشید که طولانی شد ولی واقعا سعی کردم کمک کنم. منم پسرم و بگم که با خیلی از صحبتای اینجا موافق نیستم که" این عشق نیست و هیجانه چون از روی ظاهره"....منم قبلا تو وضعیتی مشابه تو بودم. به نظر من واقعا نسبت به طرف علاقه داری. ولی علاقه ی ناجور. علاقه ی یه طرفه. این وضعیت وقتی پیش میاد که اولین جرقه زده میشه ولی طرف کاری نمیکنه. نه ابراز احساسات نه مقابله با احساسات. بعد یه مدتی که میگذره پاک عاشق میشه در حالی که طرف مقابل روحشم خبر نداره.
عشق یه طرفه خیلی بده. میگم که منم قبلا تو وضعیت مشابهی بودم. این که افسرده شدی و به خود کشی فکر میکنی همه واسه من آشناس! "از زندگی و آدمای توش حالم به هم میخوره....فکر کنم افسرده شدم" بله به نظرم شدی! باید یه کاری بکنی، باید خودتو از این بلاتکلیفی و رخوتی که باعث افسردگی میشه خودتو خلاص کنی
اما چیکار؟!
به خودت بستگی داره، یه کم فکر کن ببین آینده ای با این دختره داری؟ اصلا با هم جور درمیاین؟ (از لحاظ سواد، شهر زندگی، وضع مالی...) جواب این سوالا معلوم میکنه که چیکار کنی.
اگه دیدی انصافا آینده ای باهاش نداری. باید احساساتتو از بین ببری. برای اینکار باید از دشمن عشق استفاده کنی: عقل!
1-فکر کن ببین چه نکات منفی ای داره. هر کسی یه نقاط منفی توی ظاهر و رفتارش داره. تا وقتی به ظاهر خوبش و رفتار دلپذیرش فکر میکنی که معلومه چیزی تغییر نمیکنه.
2-به این فکر کن که اون احتمالا روحشم از احساسات تو خبرنداره. قبول کردنش سخته ولی فکر کردی وقتی بهش بگی بت علاقه دارم چه واکنشی نشون میده، شاید تعجب کنه، شاید بترسه! شاید عصبانی بشه، شاید بخنده! ولی به هیچوجه یهویی عاشقت نمیشه. خودتم میدونی که حرفم منطقی و درسته
3-فعالیت کن! منظورم ورزش و فعالیت های فیزیکیه. تا وقتی یه جا نشستی فکرت میره سراغش. از طرف دیگه این رخوت و فکر کردنه افسردگی میاره. ورزش کمک میکنه این افسردگیه از بین بره. زنگ بزن به چند تا از بچه ها یه فوتبالی با هم بزنین. اولش سخته و تنبلی نمیذاره ولی اگه واقعا بری سراغ ورزش خودت تغییرو احساس میکنی
4- شاید بد نباشه که به کسایی فکر کنی که وضعشون از تو بدتره. میگی یه ساله وضعت اینه. دکی! من که 4-5 سال طول کشید تا به احساساتم مسلط بشم...خیلی ها هستن توی رابطه های ناجور تر از توئن. تویی و احساسات خودت، ولی بعضی ها هستن که میگن: "شوهرم خیلی کبوتر بازی میکنه تورو خدا بگین چی کار کنم؟!". توی همین سایت!
5-با وجود همه ی اینا تا این احساسات بخوان از بین برن این چز و سوزشش هست. شاید باورت نشه و خیلی اعتقادم نداشته باشی ولی تنها راه حلی که من میشناسم نمازه. باعث میشه این ناراحتی و غم ناجور بخوابه تا حد زیادی هم توی رفع افسردگی و پیدا کردن دوباره ی علاقه به زندگی نقش داره. به شرط اینکه واقعا نماز رو به عنوان یه پناهگاه و یه منبع آرامش ببینی. بازم یاد آوری میکنم که من تو همه ی این مراحل بودم و میدونم چه حسی داری. منتظر تاثیر ناگهانی نباش چون از بین رفتن احساساتی که تو طول زمان بوجود اومدن با طول زمان هم از بین میرن
ولی اگه فکر کردی و دیدی واقعا باهاش آینده ای داری: بازم باید تا حد زیادی با احساسات خودت مقابله بکنی چون اون تو مرحله ای که تو هستی نیست و عشق یه طرفه و ناجور دوومی نداره. بازم اون 5تا پیشنهادو اجرا کن تا از این وضع افسردگی و غلبه ی احساسات در بیای بعد دوباره فکر کن که باهاهش آینده ای داری یا نه اگه بازم جواب مثبت بود از راه درستش(حالا هر چی که هست!) عمل کن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)