RE: می خوام برم مشاوره حضوری ولی ........
اقلیما جان یه چیزی رو خواهرانه بهت میگم و دوست دارم با تمام وجود به حرفام گوش و فکر کنی.
اولا مثلا من خودم ، اندازه ای که به پدر و مادرم احترام میذارم ،به شوهرم نمیذارم اما اصلا دلیل بر این نمیشه که شوهرمو دوست ندارم.
ببین عزیزم نمگم این طوریه اما شاید در گذشته شوهرت اون رفتاری رو که باید و شاید با والدینش نداشته و حالا میخواد جبران کنه واسشون.
ببین اصلا نوع و جنس دوست داشتن پدر و مادر با همسر فرق داره.اونا سن و سالی ازشون گذشته، نازک دل شدن و....
دوما حتما شوهرت باید به تو عزیزم بگه که باور کنی دوست داره؟
بله شنیدن کلمات محبت آمیز بخصوص برای خانوما خیلی خوشاینده قبول، اما تنها راه ابراز محبت نیست.یادمه گفته بودی اولین پولی که دستش رسیده بودو واسه شما رفته بود لباس گرفته بود(اگه اشتباه نکنم) خوب این خودش یه راه نشون دادن علاقشه دیگه.
سوما دوست داشتی شوهرت هزارتاقربون صدقت بره اما با چندتا دختر دیگه هم رابطه داشته باشه، دقیقا به دلیل همین روابط عمومی بالا و زبون چرب و نرمش؟
همیشه دوست داشتم شوهرم رفتارش مثله یکی از همکارام بود.وای نمیدونی چطوری صحبت میکرد! میتونست هر دختری رو عاشق خودش کنه فقط با زبونش،خلاصه رفتارش شده بود آرزوی من نسبت به شوهرم اما طولی نکشید که زندگیشون به خاطر وجود یه دختر دیگه از هم پاشید.نمیدونی چقدر خداروشکر کردم به خاطر چشم پاکی شوهرم.راستشو بخوای اونجا فهمیدم که زیاد هم لازم نیست شوهر آدم خوش زبون باشه.
چهارما خوب ای کاش تا حدی میتونست اما اصلا این موضوع مهمی نیست که به خاطرش اعصاب خودتو و شوهرتو داغون کنی.(هیچ کس همسری نداره که صد در صد اون چیزی باشه که همیشه آرزوش بوده)انقد بهش گیر دادی که بهت گفته برو خونه بابات،خوب چرا این طوری میکنی؟ خودت باعث میشی احترامت کم شه!!!.خودت باعث میشی حرفی رو بهت بزنه که شخصیتت تخریب شه!.نکن این کارهاتو.
شاید اگه به منم این طوری پیله کنند که باید این کارو انجام بدی و از راه درست باهام برخورد نشه، جبهه بگیرم و بگم همینه که هست میخوای بخواه نمیخوای برو خونه بابات تا بهت محبت کنند.
هنوز بگم؟فکر کنم انگشت کم بیارم دیگه واسه شمردن
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)