به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 30

Threaded View

  1. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 03 اردیبهشت 91 [ 00:38]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    1,008
    سطح
    17
    Points: 1,008, Level: 17
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    52

    تشکرشده 52 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطور با رویای از دست رفته کنار بیام؟؟

    ضمن تشکر مجدد از همه دوستانی که راهنمایی کردن ...

    اومدم چند نکته رو بگم و ازتون کمک بگیرم ...

    من در طول این یک هفته سعی کردم همه قضایا رو فراموش کنم .بعد از سی و اندی روز دوباره سر کار رفتم و همزمان شروع به درس خوندن کردم .آهنگای غمگین رو کنار گذاشتم و به جاش آهنگای با ریتم تند خارجی گوش میکنم .همین که معنیشو نفهمم و چیزی از جدایی و شکست و خیانت توش نشنوم کفایت میکنه که از غمم کم کنم .

    تقزیبا دارم به حالت عادی برمیگردم ولی چون معمولا در محل کار تنهام فکرش دوباره میاد تو ذهنم .حتی دو روز پیش ممکن بود دستم به خاطر این موضوع بشکنه که خوشبختانه به خیر گذشت .

    ولی با تمام این احوال اوضاعم زمین تا آسمون با زمانی که این تاپیک رو ایجاد کردم تفاوت داره و بهتر شده .

    ولی مشکل دیگه ای که من دارم صحبتهای خانواده ام هست .تقریبا دارم از ذهنم بیرونش میکنم ولی همین امروز دوباره بحث شروع شد و دوباره من نا خواسته به یادش افتادم و به هم ریختم .

    من آدم مغروری هستم و دوست ندارم کسی بدونه که عاشق اون دختر بودم مخصوصا الان که از دست دادمش .نمیخوام این موضوع رو خانوادم بدونن و سرکوفتهاشون بیشتر بشه که مثلا تو که دوسش داشتی چرا نگفتی و ...؟؟حتی با فهمیدن این موضوع ممکنه این قضیه بین فامیل هم پخش بشه و اون موقع خیلی بدتر میشه .

    از طرف دیگه نمیخوام بدونن دلیل افسردگی و عصبانیت این 1 و نیم ماهه غذا نخوردنم-آهنگ غمگین گوش کردنم-وزن کم کردنم-سر کار نرفتنم-درس نخوندنم و حتی اشک ریختنم و... ازدواج اونه .

    و نمیتونم مستقیما ازشون بخوام که دیگه راجع به من و اون صحبت نکنن .اوایل چون تو رویا بودم و هنوز واقعیت رو قبول نکرده بودم دوست داشتم مادرم بیاد بگه بریم خواستگاری ولی الان با حقیقت روبه رو شدم و کاملا موضوع رو پذیرفتم ولی متاسفانه این صحبتها هست که منو رها نمیکنه .

    من نمیتونم از شنیدن این حرفا جلوگیری کنم چون در اختیار من نیست ولی میتونم کاری کنم که با شنیدنش تحت تاثیر قرار نگیرم و به هم نریزم ...
    اگر کسی در این مورد راه حلی داره دریغ نکنه ...

  2. کاربر روبرو از پست مفید meshky تشکرکرده است .

    meshky (چهارشنبه 28 دی 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: یکشنبه 03 آبان 94, 12:25
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 16 اردیبهشت 93, 08:57
  3. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20
  4. رویاهای جوانی ، شکست ، حسرت ، تمنای یاری
    توسط deldarvahid در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 23 آذر 87, 18:08

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.