دوست عزیزم:
درکت میکنم. بدون مقدمه یا باید بجنگی و همه ی اینا رو تحمل کنی و خیلی زرنگو باسیاست باشی یا اگه بجنگیو زرنگ نباشی بین شما و شوهرت اختلاف پیش میاد و از هم زده میشید. من زوجی رو میشناسم که مشکلی شبیه به شما داشتن عاقبت پای خانواده ی شوهرش از زندگیشون بریده شد اما به قیمت از بین رفتن علاقه ی بین زنو شوهر و الان فقط به خاطر بچه هاشون هم دیگه رو تحمل میکنن. باید خیلی حریف باشی.
سعی کن به مامانش خیلی نزدیک شی. براش کادو بگیر جلوی شوهرت خیلی به مادر شوهرت ابراز علاقه کن به و اصلا حساسیتتو نشون نده که چرا مامانت زنگ میزنه اینطوری شوهرت فکر میکنه تو با خانوادش مشکل دارییو ذهنش به بیراهه میره.وقتی همسرت پیشته تو بگو بذار یه زنگ به مامانت بزنیم ببینیم چیکار میکنه بهش زنگ بزنو کلی باهاش گرم بگیر حتی اگه ازش متنفری نشون نده سیاست داشته باش سعی کن از طریق نزدیک شدن به مادر شوهرت روی شوهرت نفوذ پیدا کنی.
این یه واقعیته که همه ی مادرا وقتی پسرشون ازدواج میکنه گاهی حسادت میکنن و فکر میکنن که نکنه این دختر پسرمو ازم بگیره... وقتی به مادر شوهرت ابراز علاقه کنی و بهش نزدیک شی اون میفهمه که نه تنها پسرشو از دست نمیده بلکه یه عروس خوب هم داره.
نگران نباش اون به خاطر لجبازی با شما اینکارو نمیکنه فقط میترسه که پسرش ازش دور شه..... بهش نشون بده که نمیخوای اینکارو بکن و مطمئن باش که این کارا دنباله ای نداره.... چون شما شریک زندگی اون هستید نه مادرش.. خودش خسته میشه.. زیاد اهمیت نده عزیزم








علاقه مندی ها (Bookmarks)