به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 70

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 13 اسفند 90 [ 10:06]
    تاریخ عضویت
    1390-8-23
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    1,288
    سطح
    19
    Points: 1,288, Level: 19
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 11 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من خیانتکار محسوب میشم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
    نگین جان

    باز هم خوب دقت کن عزیزم


    اولین نتیجه حاصل شد .
    یکبار دیگر بدون اینکه جملات پایین را بخوانی حرفهایم در پست قبل را بخوان ، هرچقدر هم توهین و تند می بینی باز هم بخوان
    .


    حرفاتون رو بارها و بارها خوندم .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    این حرفها ......


    ندای درون تو نسبت به خودته که به صورت عذاب وجدان و احساس خیانتکاری ، در رابطه با این آقا بروز می کند .
    حرفهایت در آخر پستم که نقل قول کرده ای یعنی شنیدن حرف و نظر خودت در باره خودت ( من احساس درونی ترا عیان کردم ، البته جاهایی تند و تیز تا بشنوی و با خودت مواجه شوی) برو یک بار پستهایت در باره خودت را و دفاع از اون آقا را در تاپیکهایت بخوان !


    وقتی ( حرفهایم ) را خواندی ................. به غیرتت برخورد .... مگرنه ؟............. یعنی صدای عزت نفست درآمد ( که البته منشاء آن عملکردی از خودت بوده که عزت نفست قبولش نداشته ) .............. با شنیدن این حرفها عزت نفست خیلی ضعیف ، مثل صدایی از ته چاه گفت : نه ، من اینها نیستم .......... قسمت ناخودآگاه درونت سکوت کرد و تأیید ( چون تو را همین می داند ) و شاید هم اشک در چشمت حلقه زد ............

    چقدر شما خوبید . دقیقا همینطوره . اولش بهم برخورد اما بعدش قبول کردم حرفاتونو و حق رو به شما دادم.


    حالا هم حرفت اینه که تو نمیخواهی اینطور باشی ....... مگر نه ؟

    نه نمیخوام این باشم . من خیلی واسه خودم ارزش قائل بودم . البته همش منم منم میکردم ولی در عمل نشون دادم که ارزشی قائل نیستم.


    عزیز دل فرشته ............ همه آنچه گفته آمد حتی آنچه توهین دیدی ( که خیلی خوبه که کمی بهت برخورده و این حس باید بیشتر بشه یعنی بیشتر بهت بربخوره ) ندای درون تو نسبت به خودته . اگر بپذیری این نگاه را در لایه های پنهان و ناخودآگاه ذهنت نسبت به خودت داری ، دیگه این همه احساس تعهد و خیانت نسبت به این آقا را نخواهی داشت ، بلکه نسبت به عزت نفست ، نسبت به خودت احساس تعهد می کنی ....... حس ارزشمندیت قوی می شود و با این احساس ( منفی ) در ناخودآگاهت در مورد خودت که اتفاقاً باعث میشه به هر ذلتی تن دهی که نمودش در مسخر این آقا شدن و الینه شدن در اوست ( هرچقدر هم آدم خوبی باشد ) در می افتی و باهاش عملا ًمبارزه خواهی کرد ( آری با این احساس منفی در مورد خودت در می افتی و می خواهی از شخصیتت دفاع کنی که اونوقته که در عمل می شود تلاش برای تغییر )
    من نمیخوام قبول کنم که دختر بدی هستم . میخوام حداقل به خودم ثابت بشه که اونی نیستم که اون میگه. خیلی به من توهین میکنه . هرچی میخواد به من میگه. م نمیخوام اینقدر پست و حقیر باشم که درباره من اینطوری صحبت کنه . همش میگه لیاقتت همینه . تو ارزشت بیشتر از اینم نیست . نمیدونه با این حرفاش چه به روز من میاره. عاشق مادر و پدرمم که عشقشون واقعیه . اگه خطایی کنم منو ازته دل میبخشن . اگه خطیی کنم به من این حرفارو نمیزنن . واقعا بعد از عشق خدا و انسان، عشق مادر و پدر به فرزندشونه . من عاشقشونم . کاش این کارارو در حقشون انجام نمیدادم.

    پس نتیجه اول حاصل شد :

    عزت نفست را کمی رویت کردی و صدای اعتراضش ( ولو ضعیف و ظاهراً در مقابل حرفهای من ) را شنیدی .

    حالا اگر قبول داری و پایه هستی ، می رویم که عملیاتی و تکنیکی او را قوی تر کنیم و احساست نسبت به خودت تغییر کنه ( و تغییر نگرش که در پی آن خودت به نتیجه اینکه چه کنی خواهی رسید ) .
    من آماده ام . برای همین هم اینجا اومدم. واقعا میخوام تغییر کنم . قول میدم.

    مهم ، مهم و مهم اینه که بخواهی و متعهد به خودت بشوی که این راه عملیاتی را طی کنی .


    من باید مطمئن شوم که پایه عمل هستی تا ادامه دهم . و این اطمینان هم با حرف نیست باید سنگهات را با خودت وابکنی و خودت را در معرض تغییر قرار دهی .


    هستی ؟؟؟؟

    خوب فکر کن ها ، بعد جواب بده ......

    عجله هم نکن ، آرام باش و آهسته آهسته




    . من هستم، من میخوام تغییر کنم، میخوام از شر این احساس لعنتی خلاص بشم. اما خواهش میکنم وضعیت من و اون رو هم در نظر بگیرید. فکر وقتی که اون پای من گذاشته رو هم بکنید. ممنونم از شما .


    .

  2. 2 کاربر از پست مفید negin.sal تشکرکرده اند .

    negin.sal (یکشنبه 02 بهمن 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سوء تفاهم های کوچک اما تاثیر گذار
    توسط majid_k در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 فروردین 94, 19:08
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 شهریور 93, 17:41
  3. سوال از خانم های متاهلللللللل
    توسط amykate در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 شهریور 90, 14:47
  4. سوءظن و بدبینی مرد به همسر و راه حل آن
    توسط گام به گام در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 تیر 90, 11:05
  5. سانسور ...خودسانسوری...بی سانسوریه محض؟؟؟
    توسط NIM-KHAK در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 07 شهریور 87, 10:43

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.