سلام ؛
^^^^^^^
آثار و فوايد رعايت حجاب و پوشش ديني به عنوان بهترین هدیه زنان به جامعه از منظر حضرت استاد مطهری :

1- بهداشت روانى اجتماع و کاهش هيجان‏ها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سيرى ناپذيرى شهوت است.
2- تحکيم روابط خانوادگى و برقرارى صميميت کامل زوجين.
با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدوديت و پايان آزادى‏هاى جنسي خود تلقّى مى‏کنند وافراد متأهل هر روز در مقايسه‏اى خطرناک ميان آن چه دارند و ندارند، قرار مى‏گيرند. اين مقايسه‏ها، آتش هوس را دامن زده و ريشه زندگى را مى‏سوزاند.
در محيطى که حجاب است و شرايط ديگر اسلامى رعايت مي‌ شود دو همسر تعلق به يکديگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص يکديگر است، ولى در بازار آزاد برهنگى و بى حجابى که عملاً زنان به صورت کالاى مشترک (لااقل در مرحله غير آميزش جنسي) در آمده اند ديگر قداست پيمان زناشويى مفهومى نمى تواند داشته باشد. بنابراين ، دين مقدس اسلام براى حفظ حرمت زن و حراست از آلودگى اجتماع و جلوگيرى از شعله ورشدن غريزه جنسى ، رعايت حجاب را براى زنان لازم دانسته است.
3- استوارى اجتماعى و استيفاى نيروى کار و فعاليّت‏
دختر و پسرى که در محيط کار و دانشگاه تحريک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآيى آن‏ها کاسته مى‏شود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نيروى فکرى و کارى است.
4- بالارفتن ارزش واقعي زن و جبران ضعف جسمانى او
حيا، عفاف و حجاب زن مى‏تواند در نقش عاطفى او و تأثيرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقويت تخيّل و عشق در مرد است و حريم نگه داشتن يکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعيّت زن در برابر مرد است.
اسلام مي‌ خواهد زن کرامت داشته باشد و وقتى درجامعه حضور پيدا مي‌ کند به عنوان يک انسان ظاهر شود نه به عنوان جنس مخالف مرد. زن و مرد در درجه اول هر دو انسانند و هر دو بايد در محيط اجتماع و در برخورد با يکديگر به گونه اى ظاهر شوند که مايه الودگى و ناپاکى جامعه نشوند. زن مسلمان، تجسم حرمت و عفت در جامعه است، حفظ پوشش و داشتن حجاب به نوعى احترام گذاردن به زن و محفوظ نگه داشتن وى از نگاه هاى شهوانى و حيوانى است.
اسلام حجاب را براى محدوديّت و حبس زن نياورده، بلکه براى مصونيّت او توصيه کرده است، زيرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نيست، بلکه با رعايت عفاف و حفظ حريم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدوديت، مردان هرزه مى‏باشد که در صدد کام جويى‏هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونيت زنان از دست اين گروه از مردان منظور است.
علاوه بر مطالب فوق استاد مطهري در بيان اين که چرا حجاب به زنان اختصاص يافته مي گويد: اما علت اين که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان يافته، اين است که ميل به خود نمايى و خودآرايى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. ميل زن به خود آرايى از حس شکارچى‏گرى او ناشى مى‏شود. در هيچ جاى دنيا سابقه ندارد که مردان لباس‏هاى بدن نما و آرايش‏هاى تحريک کننده به کار برند. اين زن است که به حکم طبيعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسير سازد. بنابراين انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گرديده است». به عبارت ديگر: جاذبه و کشش جنسى و زيبايى خاص زنانه و تحريک پذيرى جنس مردانه، يکى از علت‏هاى اين حکم است. توصيه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان، به منظور ايجاد محدوديت و محروميت و چيزهايى از اين قبيل که تنها فريب شيطانى‏اند نمى‏باشد، بلکه در واقع براى آگاهى دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که بايد از آن مراقبت شده و حفظ شود و به تاراج نرود. اين کاملاً معقول است که هر چيزى ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بيشترى را مى‏طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل يک ابزار براى مطامع سودپرستان در نيايد.
به ياد داشته باشيم که غريزه جنسى، نيرومند و عميق است. هر چه بيشتر اطاعت شود، سرکش‏تر مى‏گردد، همچون آتش که هر چه به آن بيشتر هيزم بدهند، شعله ورتر مى‏شود، و شهوت خود را به صورت يک عطش روحى و خواست اشباع نشدنى در مى‏آورد. وضعيت جهان معاصر و کشانده شدن عده‏اى به همجنس بازى نشانه آشکارى از اين حالت است.
بنابراين رعايت نکردن پوشش اسلامى توسط زنان نه تنها از بين رفتن حساسيت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغيان غريزه جنسى آنان نيز مى‏گردد و چه بسا پس از مدتى باعث دلزدگى و بى معنايى آن خواهد شد.




جهت مطالعه بيشتر به کتاب فلسفه حجاب ، استاد مطهري مراجعه فرمائيد.