به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 40

Threaded View

  1. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 11 بهمن 90 [ 14:20]
    تاریخ عضویت
    1390-11-02
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    962
    سطح
    16
    Points: 962, Level: 16
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    39

    تشکرشده 39 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ● من قربانی چی شدم/ این داستان بلند از عشق منه لطفا بخونید و کمکم کنید

    نقل قول نوشته اصلی توسط bahar.shadi
    سلام جناب وجدان
    به همدردی خوش آمدید
    ضمن تایید حرفهای دوست عزیزم سرافراز ، چون آدم مقیدی هستید حرفهایم را با یک آیه از قرآن
    شروع می کنم.
    خداوند در قرآن می فرماید :

    عَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ
    تَعْلَمُونَ"!!!!


    "چه بسیار شود که چیزی را مکروه شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح شما در آن بوده، و چه بسیار شود چیزی را دوست دارید و در واقع شرّ و فساد شما در آن است، و خدا (به مصالح امور) داناست و شما نادانید!!!!"

    پرسیدید این تقاص کدام اشتباه شما بوده؟
    پاسخ ساده است...بی تدبیری شما!
    خداوند آنقدر مهربان است و شما را دوست دارد که نمی خواهد شما به سمت شر و بدی
    بروی و با اینکه خطا کردی او باز هم به فکر شماست بعد باز هم گلایه و شکایت؟
    شما یک آدم معتقد هستی و او نیست!
    اولین درس ازدواج! "همیشه با کسی ازدواج کن که همفکر و هم اعتقاد با تو باشد و حتی یک
    سر و گردن بالاتر از تو! و دیندار تر از تو"
    درس دوم! "آدمها را همانگونه که هستند بپذیر و نگو بعدا درستشان می کنم و یا دلش پاک
    است و چیزی در دلش نیست!"
    گفته اید که دلم به حال عشق و علاقه ای که به پایش ریختم می سوزد!

    خوب برادر من انسان حتم الخطاست!
    شما هم اشتباه کردید!
    انقدر خود را سرزنش نکنید!
    بهرحال هر کسی خطا می کند! اما باید از خطاها درس گرفت تا دیگر تکرار نشوند!

    می دانم که حال و روز خوشی ندارید!
    اما به عنوان کسی که نامزدیش به خاطر مخالفت خانواده پسر بهم خورده به شما می گویم که
    این به صلاح شما بوده!
    ببینید من آدم معتقدی هستم ولی فردی که برای ازدواج با او آشنا شده بودم معتقد نبود و
    دائم اعتقادات من را به سخره می گرفت!
    خانواده اش هم آدمهای مناسبی نبودند! و خدا را شاکرم که قبل اینکه با چنین مردی ازدواج کنم
    همه چیز بهم خورد!
    شما هم خدا را شکر کن!
    هرگز هم از این دعاها نکن! از خدا بخواه آنچه به صلاح شماست برایت رقم بزند!
    این تجربه برای خود من باعث شده هر کسی از من خواستگاری می کند اول از اعتقاداتش
    بپرسم و بعد خانواده اش!
    شما هم همینطور باش!

    ازدواج عاقلانه را با احساسات شعله ور اشتباه نگیر!
    ازدواج اگر عاقلانه باشد و با تدبیر احساسات هم در آن دخیل است اما تب تند زود به عرق
    می نشیند!
    دنبال آدمهایی از جنس خودت باش و به احساساتت را مهر کن و تحت لوای عقل و منطق قرار
    بده!!!
    آدمها را بیشتر بشناس و انقدر ساده دل و خوش باور نباش!!!
    گاهی اوقات خدا می خواهد به ما درس بدهد و ما دائم لجاجت می کنیم!

    این رابطه به صلاح تو نیست به چند دلیل!
    دختری که برای توجیه اشتباهش به اشتباهات دیگر دست می زند قابل اعتماد نیست!
    او نمیتواند شما را رشد دهد و شما هم نمی توانی او را عوض کنی!
    و از همه مهمتر جهان بینی شما با او متفاوت است!!!
    بحث یک عمر زندگی است و این اصلا شوخی نیست!
    عاقلانه ازدواج کنید و عاشقانه زندگی کنید!
    با مطالعه مقالات این سایت کمی بیشتر تجربه حاصل کنید و ضمنا کار خوبی می کنید که
    با مناجات خودتان را آرام می کنید!

    ضمنا کمی از احساسات خود کاهش دهید و احساساتتان را مدیریت کنید تا شما راهنمای
    احساستان باشید نه او راهنمای شما!
    عشق حقیقی خداوند است و او عاشقانه شما را دوست دارد و منتظر شماست!
    هر وقت راهی را اشتباه رفتید بدانید که این نشانه ها از سمت خدا نیست!
    وقتی برای ازدواج و حتی به قصد ازدواج با کسی دوست می شوید یعنی نقض قوانین الهی
    پس باید چای لرزش هم بنشینید!

    اگر همان اول خانواده تان را در جریان می گذاشتید و جلسات معارفه را تحت نظر خانواده ها
    طی می کردید زودتر به نتیجه می رسیدید و انقدر هم بیهوده وابسته نمی شدید!
    حالا به جای نا امیدی و ملامت خود و آه و ناله برخیزید!
    زندگی جاریست و جهان با همه زیباییش منتظر شماست!
    این یک فرصت فوق العاده برای شماست که فقط یک بار زندگی کنید!
    روحتان را آنقدر بزرگ کنید که حوادث اینچنینی شما را از ادامه راه زندگی باز ندارد و ارتباطتان را
    با خدا آنقدر قوی کنید که در بد ترین طوفان های زندگی خم به ابرو نیاورید!!!
    زندگی و عشق همچنان در شما جاریست پس این بار از راه درست به دنبال یک همراه و
    همسفر برای زندگی خود باشید!

    همین که با این سایت آشنا شدید این را لطف خدا بدانید که دوستتان دارد و نگرانتان است!
    به جمع گرم و صمیمی سایت همدردی خوش آمدید.
    سلام خواهر خوبم بهار
    شاید باورتون نشه، ولی احساسات عجیب و غریب و از طرفی ماورایی سراغم اومده
    فکر میکنم دوباره متولد شدم، انگار از سقوط ماشین به دره زنده موندم در حالی که خودم اصرار به سرعت زیاد داشتم
    در مهربانی خدا که ثانیه‌ای شک نمیشه کرد اگر هم تندی از امثال منه کوچک در این عالم سر میزنه به خاطره جهله

    در این ارتباط که به اون خانم هم گفتم این بود که بیشترین لطمه به غیرتم خورد که این بزرگترین سرمایه برای یک مرده
    الان فکر میکنم اگه این ارتباط به سرانجام میرسید، دیگه چیزی از غیرتم نمونده بود که بخوام خرج حراست از زندگیم
    کنم. در واقع هیچ خط قرمز دیگه ای وجود نداشت.
    من فکر میکنم این تقاص گناهام هست و خود این ارتباط هم یک گناه بود. ولی از طرفی اتفاقی که افتاد چیز جالب
    تری هست همون مثالی که در اول گفتم آدم بعد از یک خطر بزرگ بیشتر به یاد خدا میافته، الان یک خودسازی شروع
    کردم چیزی شبیه به چله گرفتن، و امیدوارم خدا کمکم کنه فقط دارم استغفار میکنم تا هم از این گناهم بگذره و هم
    اینکه در آینده فتنه‌ای وارد زندگیم نشه (فتنه ای که از روبرو شناخته نشد و با رفتنش خودشو شناسوند)

    حق با شماست شاید فکر میکردم این دختر عوض میشه، البته عدم ثبات شخصیتی این دختر منو کلافه کرده بود مثلا
    یک شب از خدا میگفت و از ذکرهایی که براش میفرستادم خوشش میومد ولی فردا همه چیز رو زیر سوال میبرد.

    در مورد در جریان گذاشتن خانواده دوست دارم اول خودم به یک شناختی برسم و بعد به خانواده معرفی کنم البته نظر
    خانواده برام مهمه، البته توجه کنید من به خود اون دختر بارها گفته بودم اگر همین الان بگی بیای خواستگاری نمیام
    چون تو باید تو یکسری چیزها که برات سخت نیست عوض کنی که شاید اشتباه من این بود.

    قبول دارم آشنایی با این سایت لطف خدا بود مثل تمام موارد دیگه دارم به این نتیجه میرسم حتی این ارتباط و گرفتاری
    و عذاب هم لطف خدا بود چون الان فکر میکنم مثل یک پولاد آبدیده شدم. و دیگه بدتر از نمیدونم میتونه باشه یا نه
    فقط خدا رو شکر میکنم بجز گرفتن دست اون دختر اسیر چیز دیگه نشدم.

    منم به خودم تبریک میگم که تونستم اینجا دوستان خوبی پیدا کنم
    لطفا اگر در مورد کنترل احساسات کتاب یا مقاله ای هست معرفی کنید.

    ممنون از شما که برای من وقت گذاشتید و البته دوستان دیگر هم حتما استفاده کردند
    در پناه خدا


    البته فقط وای به حال دگران

    از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
    رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران

    ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
    تو بمان و دگران وای به حال دگران

    رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند
    هر چه آفاق بجویند کران تا به کران

    میروم تا که به صاحبنظری بازرسم
    محرم ما نبود دیده کوته نظران

    دل چون آینه اهل صفا می شکنند
    که ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبران

    دل من دار که در زلف شکن در شکنت
    یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران

    گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود
    لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران

    ره بیداد گران بخت من آموخت ترا
    ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران

    سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
    کاین بود عاقبت کار جهان گذران

    شهریارا غم آوارگی و دربدری
    شورها در دلم انگیخته چون نوسفران

  2. 4 کاربر از پست مفید vojdan تشکرکرده اند .

    vojdan (چهارشنبه 05 بهمن 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.