shekast
ای بابا !آخه اون دلیلی که شما به خاطرش ازدواج کردید!همین تصمیم به طلاق زود هنگام ازش انتظار می ره ...
واقعا تنها دلیلتون برای ازدواج نجات دادن اون دختر ازمخمصه بود؟یعنی اصلا به معیارهات توجه نکردی؟
خانواده اش و خودش فرهنگشون و اخلاقشون با شما جوره؟
در هر صورت الان که این راه رو رفتی بهتره سعی کنی مسیر درست رو انتخاب کنی نه این برگردی از وسط راه....
طلاق همیشه آخرین راه حله
در واقع وقتی به بن بست رسیدی میشه به طلاق هم فکر کرد.
لطفا الان به موضوع طلاق فکر نکن
اگر اشتباه متوجه نشده باشم گفتی اخلاقت تنده!
اول باید این مشکل رو با خودت حل کنی،یعنی رو اخلاقت کار کنی،و سعی کنی صبورتر باشی و به اعصابت مسلط باشی.
در این باره که به خانمت گفتی هر روز باید به مادر شما زنگ بزنه و اونم قبول کرده ولی الان اینکارو نمی کنه
به نظر من
درسته که شما تک فرزندی و به خانمت هم قبلا گفتی این کارو کنه!ولی بازم نمی تونی چنین توقعی از همسرت داشته باشی....شما چرا این خواسته رو از همسرت داشتی؟
به این دلیل که مادرت رو خوشحال کنی ....
ولی بدون مادر شما اگر بدونه که سر چنین موضوعی بین شما اختلاف و درگیری پیش می اد خیلی ناراحت و غمگین میشه و از خدا می خواد شماها باهم خوب باشید و همسرت هم هر وقت خودش دلش خواست زنگ بزنه یا نزنه
خودت کاری کن که مادرت تنها نمونه و بهش زنگ بزن تو وظیفه خودت رو به عنوان پسر به نحوه احسنت انجام بده .
تو خودت پسر تمام و کمالی برای مادرت هستی؟
هیچ وقت سعی نکن روابط همسر و مادرت رو خیلی به هم نزدیک کنی یا به همسرت دیکته کنی چکار کنه ؟یا برعکس به مادرت بگی به همسرم زنگ بزن
تجربه ثابت کرده که این رفتار های مرد همیشه مخرب هست تا مفیدو حساسیت ایجاد می کنه .
الان مشکلت با خانواده همسرت رو از ذهنت بیرون کن و بزار کنار
این موضوع رو هم که همسرت به مادرت زنگ نمی زنه بزار کنار.
(منظورم اینکه مامان اون و مامان من و خانواده اون و خانواده من نکنید،ببینید خودتون دونفر باهم چه مشکلی دارید؟)
مشکل دیگه ای باهاش داری؟ چه رفتارهای بدی داره؟کدوم معیار هایی که دوست داشتی داشته باشه نداره ؟[/b]








علاقه مندی ها (Bookmarks)