دوست عزیز تقریبا تمام پستهای تاپیکت رو خوندم خوشحالم که به جای خوب ماجرا رسیدم
یه جورایی حدس می زدم همین جور بشه.
همسرت خیلی دوستت داره. اینو باور کن.
توصیه خواهرانه من اینه که ذهنت رو از نقاط تاریک این ماجرا خالی کنی. فقط به این مساله تمرکز کن که باید برای شوهرت اعتماد سازی کنی. از اینکه به خودت برسی پرهیز نکن. همسرت احتیاج بهش داره. اینو خیلی خیلی جدی بگیر.
اگه شما رفتارهات رو عادی کنی همسرت هم به مرور زمان اون اتفاق رو فراموش میکنه.
خواهشا بهش خیلی توجه کن و با همه وجود محبتت رو بهش نشون بده. خودت رو تحقیر نکن. مثل خانوم خونه بهش محبت کن. و صبر داشته باش.
جلوی بچت و شوهرت شاد باش. بذار فکر نکنه که دیگه نمی شه همه چی رو به وضع سابق برگردوند.
![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)